و فضلاء محققين گرديد و بتدريس سطوح اشتغال ورزيد و طلاب و محصلين اقبالى سخت بوى نمودند ، چندانكه كمى از آقايان بودند كه بمجلس درس او نمىرفتند ، و بااينهمه وى كتب چندى كه شماره آنها از سى مىگذرد تأليف كرده ، از آن جمله :
اول كتاب « تبيان اللغة » كه مختصرى است به فارسى . دويم كتاب « التحفة الحسينية » در مقتل چنان كه در « احسن الوديعه » و « الذريعة ج 3 » نوشته ، و در « نقباء البشر » نوشته كه آن در ادعيه است ، و بههرحال آن كتابى است فارسى و بزرگ و نسخهاش نزد نوادهاش شيخ مرتضى ( كه در 1327 بيايد ) موجود است ، و يكى از شاگردان او آقاى سيد عبد اللّه ثقةالاسلام اصفهانى است چنانكه خود در « ارشاد المسلمين » فرموده ، و ديگر جناب حاجى شيخ آقا بزرگ تهرانى كه هم از او روايت مىكند ، چنان كه خود در « نقباء البشر » نوشته .
و او پس از مدت هشتاد و يك سال و ده ماه قمرى و چهار روز عمر ، در شب چهارشنبه سلخ ماه محرم الحرام سنه هزار و سيصد و سى و چهار - مطابق 15 قوس ماه - وفات كرده و در نجف در حجرهء اخيرهء طرف قبلهء صحن مطهر دفن شد ، و از قرارى كه در « مجله جلوه ، سال 2 ، دورهء 2 شماره 10 ص 540 » نوشته ؛ سه پسر و سه دختر از وى بازمانده ، و از پسران :
1 - حاجى شيخ محمد ، معروف به آيتاللهزادهء مدرسى كه از علما بوده ، تولدش سنه 1300 وفاتش ذىالحجه سنه 1345 قبرش نزد پدرش ، و فرزند او شيخ مرتضى مدرسى در ( 1327 ) بيايد . 2 - شيخ حسين كه جوانى فاضل و پرشور در عراق عرب بوده و چندى در مدرسهء متوسطه رشت تدريس مىكرده و آخر در 2 محرم سنه 1339 در رشت وفات كرده و در نجف نزد پدرش دفن شد . 3 - آقا ميرزا هادى وكيل پايهء يك دادگسترى در رشت ، انتهى .
و يكى از دختران زوجهء حاجى شيخ محمد زاهد گيلانى است كه از علما و حكماء عصر و شاگرد صاحب عنوان و آقاى شريعت بوده ، چنان كه در « تاريخ علما و شعراء گيلان :
115 » فرموده .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1407
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٤٠٧