تمام داشته چندانكه در « تذكرة القبور : 112 » فرمايد : بفقيه مطلق معروف شده ، انتهى .
و شرح احوالش در « روضات الجنات : 661 » و « تذكرة القبور ، محل مذكور » و « قصص العلماء : 107 » نوشته ، و فرزند بزرگش مرحوم ميرزا محمد حسين « رساله » ئى مخصوص در احوال او تأليف كرده ، و هم در پشت برخى از تأليفات او مانند « مجمع العرائس » و غيره احوالش را نوشته ، و از مواضع مرقومه با ملاحظه بعضى از مجلدات « الذريعة » - كه تأليفاتش در آنها ذكر شده - و غير آنها چنين برآيد كه :
وى در دوازدهم ماه رجب الفرد سنه هزار و صد و هشتاد و هشت - مطابق ( . . . ) سنبله ماه برجى سال 1153 شمسى - در نجف متولد شده ، و هم در آنجا چندى در نزد شيخ جعفر نجفى و سيد بحر العلوم و شيخ جعفر بحرينى ( چنان كه در « رسالهء » فرزندش ميرزا محمد حسين و « تذكرة القبور » است كه ظاهرا آن هم از آن رساله گرفته ) درس خوانده ، يا شايد مقصود از شيخ جعفر بحرينى همان نجفى باشد ؛ چه آنجا شيخ جعفر نجفى را ندارد و ما در علما كسى را بعنوان شيخ جعفر بحرينى نمىشناسيم ، و چنان كه در « قصص العلماء : 107 » نوشته دختر شيخ جعفر نجفى را هم تزويج نموده ، و پس از وفات پدرش به طرف ديار عجم آمده و مدتى در صفحات اروميه و تبريز بوده و تدريس مىنموده ، و « رسالهئى » در اين مسئله كه آنجا اتفاق افتاده بوده نوشته كه زنى ذميه كه شوهرش نيز ذمى بوده به جهت عشق مرد مسلمانى مسلمان شده و در بين عده آن مرد با او وطى كرده و سپس او را تزويج نموده ، و علماء آن بلد حكم ببطلان نكاح كرده و آقا محمد على حكم به صحت نموده و رسالهئى در آن باب نوشته مشتمل بر هفتاد فرع « 1 » .
و سپس باصفهان آمده و آنجا سكونت نموده و در مسجد ذو الفقار امامت مىنموده ، و بعد از آن به خواهش اهل قمشه يا جهاتى ديگر بقمشه رفته ، و آنجا استجابت دعا و كرامات از قبيل استسقا و باران آمدن و صدماتى كه بدشمنان وى رسيده از او معروف است ، اگرچه قمشه رفتن و ماندن او قدرى سبب عدم شهرت او برحسب اوضاع اين اعصار گرديده ،
هامش
( 1 ) نسخهاى از اين رساله در كتابخانه روضاتى در اصفهان موجود است . م .