* ( 618 - وفات آخوند ملا حسن يزدى كربلائى ) *
وى فرزند محمد على و خود از علما و فقهاء عصر خويش بوده ، و در « قصص العلماء : 82 چاپ طهران در 1313 » و « الكرام البررة 1 : 346 ش 686 » هريك او را در عنوانى مخصوص ذكر كردهاند ، و خلاصهء اين هر دو اينكه : وى در نزد آقا سيد محمد كربلائى درس خوانده ، و دور نيست كه آقا سيد على را هم ديده باشد ، و در بدء امر در يزد بود ، آنگاه براى اينكه حاكم ظالمى را به پشتيبانى رعايا و براياى مظلومين از يزد بيرون كرد بأمر فتحعلى شاه بتهران رفت ، و ( سپس بعد از ذكر حكايت و كرامتى نوشته كه ) در تهران اقامت نمود ، و در أواخر بكربلاى معلى رفت و تا آخر عمر آنجا بود ، و در بكاء و ابكاء بر حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) اهتمامى تمام داشت ، و هماره أخبار معتبرهء مصيبت را ذكر مىكرد و ديگران را از نقل أخبار ضعيفهء اين موضوع نهى مىفرمود ، چنان كه كتابى نيز بنام « مهيج الاحزان » در مقتل تأليف كرده كه نهايت دقت در جمع أخبار صحيحه در آن به كار برده و از كتب معتبرهء اين مورد است ، و انجام تأليف آن 5 شنبه 24 ع 1 سنه 1237 بوده .
و ديگر از تأليفات او كه « مهيج » را شماره ( 1 ) بگيريم : دويم كتاب « اكمال الاصلاح » در ترجمه « اصلاح العمل » استادش سيد مجاهد ( ره ) كه وى بأمر مؤلف براى عمل مقلدين آن را به فارسى ترجمه كرده . سيم « رسالهئى در تجويد قرآن » به فارسى كه در آن از « تحفة الابرار » سيد حجة الاسلام نقل مىكند . چهارم « رسالهئى در شكوك » بطور استدلال . پنجم كتاب « المغتنم » در فروع مأخوذه از سادهء امم ، كه در « الكرام » فرمايد : من مجلدى ضخيم از آن ديدم كه از اول طهارت تا آخر وضو رسيده و در ( 1242 ) از آن فارغ شده بود .
و او در همين سال 1242 كه « المغتنم » را تأليف كرده وفات نموده ، چنان كه در « الذريعة ج 2 » فرموده ، و در « الكرام » بعد از 1242 گفته كه از آن چنين فهميده مىشود كه وى در حين تأليف