خود را بر مصالح آتى مملكت ترجيح داده و او را از صدارت عزل كرد و ميرزا يوسف آشتيانى مستوفى الممالك را بدان برقرار داشت ، ولى چشم از خدمات او هم نپوشيده وى را بايالت گيلان و طوالش مقرر نمود ، و پس از اندكى كه سروصداها خوابيد در رجب سنه 1291 باز او را سپهسالار و وزير خارجه نمود ، و در سنه 1293 ايالت خراسان را به او داد و در سنه 1294 وى لايحهئى تنظيم نمود كه بر ضرر شاهزادگان متنفذ و غير هم بود ، لاجرم همگان در مقام شكست او برآمدند ، و در سنه 1295 براى دومين بار شاه را بفرنگ برد ، و در سنه 1296 بموجب مرقومات ( ص 25 ) شروع ببناء مسجد و مدرسهاى كه در طهران بنام او معروف است نمود و تا سال 1297 بدان اشتغال داشت ، و چندان اين مدرسه اهميت بهم رسانيد كه چنان كه در صدر عنوان گفتيم آقاى ابو القاسم سحاب كتابى دربارهء آن نوشته .
و بالاخره سپهسالار در اين سال از كار بر كنار شد ، و در سنه 1298 مأمور ايالت خراسان و توليت آستان عرش نشان روضهء رضيه رضويه ( على صاحبها السلام و التحية ) گرديد كه در هفتم شعبان بدان سمت حركت كرد ، و پس از مشاهدهء سرحدات كلات در شنبه پنجم ذىالحجه بمشهد رسيد ، و هم در آنجا در شب سهشنبه بيست و دويم همين ماه ذى الحجة الحرام سنه هزار و دويست و نود و هشت - مطابق 24 عقرب ماه برجى - وفات كرد و در مقبرهئى كه قبلا براى خود تهيه نموده بود دفن شد ، و آن در دارالسيادهء مباركه ، برابر درب حرم مطهر واقع شده .
در « ماهنامه وحيد ، سال 5 شماره 2 ص 119 » شرحى از خط مرحوم حاجى معتمد الدوله فرهاد ميرزا دربارهء او نقل كرده كه آن را به عين عبارتى كه آنجا نوشته اينجا مىآوريم :
شب سهشنبه 17 رجب المرجب سنه 1290 هجرى در طهران تحرير شد ، در عمارت دربار اعظم در ارگ سلطانى : ديشب از رشت خبر عزل حاجى ميرزا حسين خان صدراعظم بتلگراف رسيد و تلفنچى مغشوش اعلام كرده بود ، و امروز گذشته از شاهزادگان و خود صدراعظم بتفصيل تلغراف رسيد و اهل شهر از أدنى و أعلى بهسلامتى وجود مبارك اعليحضرت شاهنشاهى ( روحنا فداه ) دعاگو شدند ، و در اين دو سال با طبقات مردم طورى رفتار كرده
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1145
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١١٤٥