ششم كتاب « تنبيه الغافلين » در احوال بعضى از أخباريين و تنزيه بعضى از علماء متهم بتصوف همچون شيخ بهائى و غيره ؛ هزار بيت ، انجام تأليف آن در لكهنو ، ماه رمضان سنه 1222 .
هفتم كتاب « الجدول » در شكوك نماز و احكام آن ، و چنان كه خود نوشته وى نخستين كسى است كه براى اقسام و احكام شكوك ؛ ابتكار جدول نمود .
هشتم كتاب « جوابات المسائل الفيضآبادية » از بلاد هند ، قريب هزار و سيصد بيت .
نهم « جوابات مسائل مرشدآباد » از بلاد هند ، پانصد بيت .
دهم « حاشيه بر كتاب انوار التنزيل » كه تفسير قاضى بيضاوى باشد ، چنان كه در « مرآة الاحوال » آن را بعنوان « تعليقه » ذكر كرده ، و در « الذريعة 4 : 223 » فرمايد ما چندان فرقى بين تعليقه و حاشيه نيافتيم ، چه هريك از آنها شرح و بيان بعضى مواضع از كتاب است كه غالبا در هامش آن موضع نوشته مىشود ، پس درست است كه آن را تعليقه يا تحشيه بر آن موضع بگوئيم . بلى تعليقه غالبا اطلاق بر كتب معقول مىشود ، و شايد بههمينجهت در بعضى جاها كه بجاى حواشى تعليقه نوشتهاند نظر بدقت مطالب و تحقيقات عقليه آن بوده ، و اين اندازه فرق مقتضى اين نيست كه ما آنها را در دو عنوان بياوريم ، بلكه همه را در حرف حاء بعنوان حاشيه يا حواشى ذكر مىكنيم ، انتهى .
و شايد در « الكرام » كه يكى از تأليفات او را « تفسير القرآن » نوشته مقصود همين حاشيه باشد .
يازدهم كتاب « الدرة الغروية » در اصول فقه كه آن را در نجف تأليف كرده ، چنان كه در « مرآة الاحوال » است ، و در « الذريعة 8 : 127 » و « الكرام 1 : 101 » آن را « الدرر الغروية » در احكام الهيه در چهار جلد و تأليفش را در حدود 1212 نوشته .
دوازدهم كتاب « ربيع الازهار » در بعضى از مباحث متفرقه اصول فقه .
سيزدهم « رساله در آداب نماز و روزه » بپارسى .
چهاردهم رساله « سؤال و جواب » كه آن را در مرشدآباد بنگاله تأليف كرده .
پانزدهم « شرح خلاصة الحساب » شيخ بهائى .
شانزدهم « شرح كتاب نافع » محقق اول كه آن را « مختصر نافع » هم مىگويند ، تا مبحث أغسال ، و در قم تأليف كرده .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 996
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٩٩٦