نهنگ بحر دانش باقر علم * كه در ملك ورع شاهنشه آمد
فقيهى كز فقيهان در ثنايش * دما دم بانگ أنت الافقه آمد
لبش از كشف أسرار آگهى داد * دلش از سر عرفان آگه آمد
دو صد كشى ز قانون رجالش * ز ادراك معانى ابله آمد
ببزم فضل چون در صدر بنشست * دو صد صدراش جابر درگه آمد
چو فارغ گشت از روضات جنات * رياض جنتش جولانگه آمد
لباس هستى اين دار فانى * چو از قد رسايش كوته آمد ؛
نداى ارجعى را گفت لبيك * برغبت رو بجنت در ره آمد
چو روحش طاير قدسى مكان بود * از آن عودش بشاخ سدره آمد
چو عودش سوى رضوان گشت ، تاريخ * عليه عاد رضوان اللّه آمد
1313
و برخى ديگر مرثيهء فاخرهئى گفته كه مطلع آن اين است :
أزلفت الجنة للباقر * مذ صدر الامر من الآمر
تا اينكه در تاريخ گفته :
فتم بالواحد تاريخه : * الخلف الصادق للباقر
1330
و اين ماده - چنانكه ملاحظه مىشود - 1330 و بعلاوه 1 ( كه در مصراع پيش اشاره به الحاق آن شده ) 1331 خواهد شد ( كه مرتبهء آحاد و عشرات آن اگر وارونه شود درست است ) ، و ما را در تصحيح آن چيزى به نظر نرسيده ؛ الا اينكه بگوئيم در بيت پيش از آن اشاره بكم كردن يا وجه ديگرى شده باشد « 1 » .
و هم آنجا اين ابيات را از مرحوم حاج ميرزا فتح اللّه مرقوم آورده :
هامش
( 1 ) دو بيت اول و آخر اين مرثيه كه ذكر شد و قائل آن معلوم نيست ، منقول از « احسن الوديعه 1 : 139 ط 1 » است ، و چون مادهء تاريخ 1331 و احتمال وجود تعميهء ديگر در بيت ما قبل آخر نيز - به علت استهجان دو تعميه در تاريخ - بعيد مىباشد ؛ لذا ممكن است اصلا اين مرثيه مربوط به صاحب روضات الجنات نباشد . م .