و نيز چنين گفتهاند : سال عمر شيخ و تاريخ وفاتش شصت و هفت .
يعنى عدد جمله ( شصت و هفت ) كه 1281 مىشود سال وفات ، و نيز لفظ شصت و هفت مدت سال عمر او بوده ، البتّه اين 67 مبنى بر اين است كه ماه و روز تولد و همچنين وفات را منظور نياوريم و الا اگر روز تولد را كه بنص زندگانى و شخصيت ( ص 57 ) روز عيد غدير اين سال بوده و روز وفات را كه 18 ج 2 - 1281 بوده ملاحظه كنيم مدت عمر شصت و شش سال و نيم خواهد شد ، و اينك ما چند شعر عربى كه مرحوم ميرزا محمد بن عبد الوهاب امام الحرمين كه گفتيم شاگرد او بوده در مرثيه و ماده تاريخ او سروده بنقل از « زندگانى و شخصيت : 143 » اينجا مىآوريم :
قضى المرتضى مأوى الشريعة نحوه * و ان بحار العلم من موته غاضت
و كم ليديه من يد عند ذى طوى * و كم سحب جدواه على الخلق قد فاضت
و كم لجج قد حار غواص فكره * بساحلها تيها و أفكاره خاضت
و مال عن الدنيا و عن زهواتها * فلله من نفس أبتهن و ارتاضت
و لما اطمأنت نفسه و ذكت الى * رضى ربها مرضية أرخوا فاضت
بازماندگان شيخ
درباره بازماندگان آن مرحوم در « زندگانى و شخصيت : 323 » فرمايد كه وى سه همسر داشته ، نخستين آنان دختر شيخ حسين انصارى كه نوشتيم استاد اولى شيخ بوده و از اين زن يك دختر بنام بىبى فاطمه بازمانده كه بنكاح شيخ محمد حسن فرزند برادر او شيخ منصور كه در ( 1245 ) بيايد درآمده و در اين صفحه شرحى از علم و فضل او و اينكه ميرزاى شيرازى خيلى از او احترام مىداشته نگاشته و وفاتش را در سنه 1331 در دزفول و قبرش را در نجف در صحن مطهر زير ناودان طلا ذكر كرده .
زوجه دويم آن مرحوم دختر ميرزا مرتضى مطيعى دزفولى بوده كه از او نيز يك دختر بنام بىبى زهرا بازمانده و او بنكاح حاج سيد محمد طاهر آقا ميرى دزفولى درآمده .
زوجه سيم كه شيخ به علت فرزند ذكور آوردن او را اختيار نموده ، زنى از اهل رشت يا اصفهان بوده كه او هم پسرى مرده زائيده ، و بنابراين فرزندان بازمانده از او دو دختر بودهاند و أحفاد آن جناب همه منتهى بدان دو دختر مىشوند .