تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
هركدام را كه شاگرد يا مجاز بروايت يا هر دو بوده‌اند معين و معلوم فرموده‌اند با مآخذى كه از آن استخراج شده و اينك آن رساله كه مرتب به ترتيب حروف است حاضر و در نظر و منتزع اصلى استخراج اين اسماء مىباشد . و در « المآثر : 136 » گويد : از اولاد جسمانى دو دختر گذاشت و پسر هيچ نداشت ، ولى قرب هزار فقيه مجتهد به سمت فرزند روحانى از وى مخلف شد ، و شمار شاگردانش را در تمام ايام رياست عظمى و نيابت كبرى نمىتوان تعيين كرد و تحديد نمود ، انتهى . و همچنين در « زندگانى و شخصيت » و بعضى از مراجع ديگر كه در صدر عنوان بدانها اشاره نموديم شرحى در اخلاق فاضله و ملكات ملكوتيه و زهد و تقوى و اعراض از دنياى آن بزرگوار نوشته‌اند كه بايد هركس آنها را سرمشق سير و سلوك خود قرار دهد و بداند كه طى صراط مستقيم اسلاميت و تشيع و انسانيت بچه نحو بايد باشد تا در نتيجه يكى مانند آن جناب از كار درآيد ، و بيهوده ، سخن بدين درازى نشود .

وفات شيخ :

به‌هرحال ، مرحوم شيخ پس از گذرانيدن عمرى بدين‌طور كه ديدى و شنيدى ، مرحوم حاج سيد على شوشترى را كه در ( 1283 ) بيايد وصى خود قرار داد و بعد از نيمهء شب شنبه هيجدهم ماه جمادى الآخرة سنه هزار و دويست و هشتاد و يك چنان‌كه در بسيارى از مواضع و مخصوصا « زندگانى و شخصيت : 138 » بدون تعيين روز هفته نوشته مطابق ( . . . ) عقرب ماه برجى ، در نجف اشرف وفات كرد ، و در حجرهء دالان در قبلى صحن مطهر به طرف راست آنكه از صحن بيرون مىآيد دفن شد ، و هم‌اكنون آن موضع معروف و معلوم و زيارتگاه ارباب فضائل و علوم است ، و پس از وفاتش ثلمه بزرگى در مذهب اسلام و مردم شيعه بهم رسيد كه تاكنون مسدود نشده و نخواهد شد و عراق عرب و عجم تكانى برداشته و سخت بهم‌خورد و مراثى و ماده تاريخ‌هاى عديده به عربى و فارسى براى او گفتند كه در « فيض البارى » و « زندگانى و شخصيت : 141 تا 146 » شطرى از آنها آمده ، و از آن جمله در ص 142 زندگانى نوشته كه برادرش شيخ منصور در تاريخ تولد و وفات وى گويد :
ز غيب آمده تاريخ اين حيات و ممات * غدير عام تولد ، فراغ عام وفات