بخانواده عصمت و طهارت عليهم السلام امتيازى بين دارد و قصايد و أشعار او در اين مورد بغايت مشهور و علاوه بر آن نهايت قدرت و احاطت او بر مراتب ادب و لغت عرب از آنها مشهود است .
همانا او در چهارشنبه غرهء ماه جمادى الاولى سنه هزار و صد و چهل و سه مطابق ( . . . ) عقرب ماه برجى سال 1109 شمسى در بغداد متولد شده و در حدود ( 1160 و اندى ) به مكه معظمه مشرف شد .
در كتاب « مغتنم الدرر 3 : 421 » فرمايد وى در لباس سپاهيان بوده و بمجلس سيد بحر العلوم مىآمده و سيد نهايت احترام او را داشته ، الخ .
و چنانكه اشاره كرديم وى از شيعهء مخلصين ائمهء اطهار عليهم السلام بوده و قصيدهئى هائيه در مدح و منقبت آن خانوادهء مطهره سروده كه علاوه بر ظهور خلوص او از آن بر أهل بيت رسالت ( ع ) مطرح انظار ادباء و فضلاء عراق عرب واقع شده .
نوشتهاند كه آن قصيده در اصل زياده از هزار شعر و در طومارى طويل نوشته و پيچيده بوده و پس از چندى موريانه مقدارى از آن كاغذ طومار را خورده و بعدا آن در دست مرحوم آقا سيد صدر الدّين عاملى ( ره ) آمده و وى آنچه را كه از آن باقى مانده كه در حدود ششصد فرد شعر مىشده منتشر نموده ، و جماعتى آن را تخميس كردهاند از آن جمله شيخ جابر كاظمينى كه در ( 1222 ) بيايد ، و اينك اين چند بيت از آن در اينجا نوشته شد كه موجب نجات اين عاصى بوسيلهء ممدوحين آن از مهالك يوم العرصات گردد . يقول فى قصة عمرو بن عبد ود :
ظهرت منه فى الورى سطوات * ما أتى القوم كلهم ما أتاها
يوم غصت بجيش عمرو بن ود * لهوات الفلا و ضاق فضاها
و تخطى الى المدينة فردا * لا يهاب العدى و لا يخشيها
فدعا هم و هم ألوف و لكن * ينظرون الذى يشب لظيها
أين أنتم من قسور عامرى * تتقى الاسد بأسه فى شراها
أين من نفسه تتوق الى الجنات * أو يورد الجحيم عداها
فابتدى المصطفى يحدث عما * يؤجر الصابرون فى أخراها
قائلا ان للجليل جنانا * ليس غير المجاهدين يراها
من لعمرو و قد ضمنت على الله * له من جنانه اعلاها