بغايت عظيم است ، تعيين دخل و خرج مملكت از ماليات هر ولايت و تيولات و سائر عوائد و مخارج ؛ همه بايد بتصويب او باشد .
25 - معير الممالك :
در ضمن مقرب الخاقان بيايد .
26 - مقرب الخاقان :
اين طايفه دو نوع بودهاند : يكى خواجهسرايان كه در اندرون حرم رفت و شد داشته ، و اينها از جنس سياهپوست و همه با ريشسفيد بودهاند . و ديگر اشخاصى غير از اينها كه براى احتياجاتى گاهى وارد حرمسرا مىشدهاند ، و آنها هشت فرقه بودهاند :
اول : حكيمباشى كه ريشسفيد اطباء خاصه بوده . دويم : منجمباشى كه رئيس منجمانى بوده كه هرروزه بدر دولتخانه حاضر بودهاند كه اگر پادشاه بناى امرى و اختيار كارى مىخواهد نمايد ، تحقيق سعد و نحس و تعيين ساعت آن را بنمايند . سيم :
معير الممالك كه بايد كاركنان ضرابخانه ؛ طلا و نقره را بعيار و وزن مقرر بدون غل و غش بتعيين ايشان سكه بزنند .
چهارم : منشى الممالك و او موظف به اين بوده كه پروانجات و حكمهائى كه ديوانبيگى مىداده آنها را بسرخى آب و طلا ؛ بدين الفاظ برحسب اقتضاء مقام طغرا مىكشيده : حكم جهانمطاع شد ، فرمان همايون شد ، فرمان همايون شرف نفاد يافت .
پنجم : مهردار مهر همايون كه ارقام وزارتها و استيفاها و كلانترى و امثال آن را بعد از ثبت دفاتر وى در گوشه عنوان بدين مهر ممهور مىنموده .
ششم : مهردار مهر شرف نفاد كه احكام قاطبه ارباب مناصب جزء و كل را كه در اردوى معلى با ممالك محروسه بودهاند ، در برابر مهر همايون مهر مىكرده ، و اين مهر كوچكتر از سابق بوده .
هفتم : مهردار مهر مهر آثار كه ارقامى را كه واقعهنويسان طغرا مىكشيدهاند ، دارندهء اين مهر ، طبق مقرراتى كه معمول بوده وجهى مىگرفته و اين مهر را بدان مىزده و او هماره در پهلوى دواتدار پروانجات مىايستاده .
هشتم : دواتدار كه وى پهلوى قورچىباشى در صف قورچيان مىايستاده ، و از ارقام حوالجات ؛ تنخواهى كه صادر مىشده ، از هر تومانى نيمشاهى مىگرفته انتهى .
و مقصود از دواتدار در اينجا همان است كه در اين أعصار منشى مىگويند و چون دوات نويسندگى را داشته او را دواتدار و يا براى تخفيف دوادار مىگفتهاند . قال فى « المنجد : 226 » فى مادة دود : الدوادار و الدويدار : الكاتب انتهى .
27 - ملاباشى :
در « تذكره : 1 » فرمايد : مشار اليه سركردهء تمام ملاها ، در ازمنهء سابقهء سلاطين صفويه ، ملاباشيگرى منصب معينى نبود ، بلكه افضل فضلاى هر