ميرزا حسن شرحى بر آن نوشته . دويم : « جواب اعتراضات » حاجى مرقوم كه آنها را از اين شرح بأمر استاد خود ( صاحب عنوان ) استخراج و جمع نموده ، و آن را رسالهئى جداگانه گردانيده ؛ چنانكه در « الذريعة 5 : 174 و 7 : 115 » گفته . سيم : « رسالهء صوميه » كه ذكر شد .
چهارم : ام سلمه زرين تاج معروفهء بقرة العين قزوينى ؛ كه : در 1233 بيايد ، و در « فتنه باب : 2 » در پاورقى نوشته كه وى در كربلاء مدعى نيابت سيد و مسلم نزد قوم بود انتهى . پنجم : مير على محمد باب كه در 1235 بيايد . ششم : ميرزا محمد تنكابنى كه در 1302 بيايد . هفتم : سيد محمد حسن موسوى كه در 1263 بيايد . هشتم : ملا محمد حسين بن على اكبر مدعو بمحيط كرمانى حائرى كه در « الذريعة 5 : 970 » وى را بدين عنوان ذكر كرده و فرمايد : او « جوابات ملا عبد العلى طبسى » را بأمر استادش سيد كاظم رشتى تأليف نموده انتهى .
و در « فتنه باب : 2 » در پاورقى فرمايد : وى مدعى نيابت سيد بوده ، و بعد از وى دو پسر او آقا سيد حسن و آقا سيد احمد را تربيت كرد ، و خط شكسته را مانند درويش عبد المجيد مىنوشت انتهى .
نهم : حاج محمد كريم خان قاجار كه در 1225 بيايد . دهم : ملا حسين بشرويهاى كه در 1229 بيايد . يازدهم : ملا شيخ على ترشيزى كه از معاريف بابيه گرديد ، و بهطورىكه در كتاب « فتنهء باب : 40 و 47 و غيره » نوشته ؛ وى شاگرد خاص سيد بوده ، و بعدا بوسيله ملا حسين بشرويهاى بباب گرويده ، و يكى از خلفاء باب و از طرف او ملقب به حضرت عظيم شد ؛ زيراكه عدد شيخ على و عظيم به حساب ابجد مطابق و هريك 1020 است ، و او رئيس بابيه طهران بود ، و در هرچند روزى بلباسى در مىآمد كه شناخته نشود و هرچه خواستند او را بيابند نتوانستند ، تا در شوال سنه 1268 كه واقعه تير زدن بابيه بناصر الدّين شاه ؛ رخ داد و جماعتى از اين فرقه گرفتار شدند ؛ و او نيز بطورىكه در « فتنه باب : 50 » نوشته گرفتار شد ، و اول گوش او را بريدند ، و بعد در دالان عمارت دولتى نياوران حبسش كردند و زنجير بر گردنش نهاده و ميخ زنجير را در دم دالان كوبيدند ، و آخر بنص ( ص 51 ) بعد از قتل همه آن جماعت ؛ وى را بمجلس علماء برده و آنها حكم بقتل وى
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٢١٨