عليه و آله و سلم خواستگارى نمايند ، گفتند يا رسول اللّه ! بتحقيق كه آرزوى اسلام دارم و تصديق تو كردهام پيش از آنكه دعوت كنى و اكنون كه به منزل تو رسيدهام مرا در يهوديت هيچ حاجت نيست و نه پدرى و مادرى در ميان يهود دارم يا رسول اللّه ! مرا در ميان كفر و اسلام مخير مىگردانى ، و اللّه كه خدا و رسول وى ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) احباند نزد من از آزادى و لحوق به قوم خود . پس حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را خوش آمد و ايشان را براى خود نگاه داشتند ، ايشان را مهر ساختند . وفات ايشان در سال سى و شش و بقولى در سال پنجاه و دوازده هجرى ( ؟ ) و بقولى در ايام خلافت عمر رضى اللّه عنه بوده و ايشان بر وى نماز گذارده و قبر وى در بقيع است :
حضرت ام حبيبه رضى اللّه عنها :
نام پدر ايشان ابو سفيان است و نام والده ايشان صفيه بنت ابو العاص بن اميه بن عبد الشمس كه عم حضرت امير المؤمنين عثمان رضى اللّه عنه بوده ، ام حبيبه ( رضى اللّه عنها ) فرمودند كه در واقعه ديدم كه شخصى با من خطاب مىكند « الف » كه يا امالمؤمنين ! ، بيدار شدم و تعبير واقعه خويش به آن نمودم كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم مرا خواهد خواست .
حضرت عثمان رضى اللّه عنه ايشان را در مدينه سال هفتم از هجرت به سرور عالم صلى اللّه عليه و آله و سلم دادند و در آن وقت ايشان سى و پنجساله بودند . مهر ايشان چهارصد دينار زر سرخ و بروايتى چهار هزار درهم نقره بودند ، وفات ايشان در سال چهل و چهار از هجرت واقع شده و قبر وى در بقيع است .
حضرت حفصه رضى اللّه عنها :
ايشان دختر حضرت امير المؤمنين عمر ابن خطاباند رضى اللّه عنه و نام مادر ايشان زينب بنت مظعون بن حبيب بن وهب است . در سال دويم يا سيم از هجرت سيد الانبياء عليه الصلاة و السلام
هامش
( الف ) غح ، عر - مىكرد