على » بودن و نيز پاى برهنه به زيارت امام رضا شتافتن ، چگونه دختران معصوم و بخت برگشتهء ايران را به رقاصى و عشوهگرى وادار مىكردهاند .
دوما - بر خلاف گفتهء نويسنده سفرنامه - اينگونه رقاصىها و كثافتكارىها « رسم مملكت » ايران نبوده و رسم دربارها بوده .
همچون محمد رضا شاه مخلوع كه چون در اوايل يكى دو بار از خطرهاى جانى ، به سلامت جسته بود ، ادعا مىكرد نظر كردهء ائمه اطهار است و از آنطرف كاخ جوانان مىساخت و به هزاران شكل فساد را رايج مىكرد .
14 . در صفحهء 81 : « پادشاه سر آنتوان را به اطاقهاى بسيار باشكوه و مزينى راهنمايى كرد ، در اين اطاق سر آنتوان خطابهاى عرض كرد و جهت سفر خود و شرحى از مسافرت با اشكال ما و رفتارى كه در عثمانى با ما نمودند و ساير اتفاقاتى كه در عرض راه براى ما دست داد بيان نمود . »
شرلى با بدگويى از عثمانىها آتش كينهء شاه عباس را نسبت به ايشان ، هرچه بيشتر افروخته مىساخته است .
15 . در صفحهء 84 : « وقتى پادشاه به ميان آمد به سر آنتوان اشاره كرد كه پيش آن صندلى باشكوه برود و با شخص اول و ساير وزراى خود ايستاده به سر آنتوان فرمود كه بالاى آن صندلى بنشيند . ولى سر آنتوان به زانو افتاده از پادشاه معذرت خواست و گفت كه چنين جاى ملوكانه سزاوار نشستن من نيست زيرا كه خود من تابع آن اعليحضرت
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: آنتونى شرلى
ص٢٤٨