اهل خارجه است اما شما مختار هستيد و بهطور ميل خود رفتار كنيد .
سر آنتوان جواب داد كه محض احترام پادشاه من نيز اين رسم را معمول خواهم داشت . اين را گفته خود و برادرش سر رابرت شرلى تعظيم كردند ولى كليهء ماها پله را بوسيديم . اين امر اسباب منتهاى خوشوقتى ناظر و همراهان گرديد . »
اولين نكته ، اينكه ناظر پادشاه مىگويد « پله بوسى » براى شما اختيارى است و اجبارى ندارد ، ولى سر آنتوان براى چاپلوسى و خوشآمد ايرانىها مىگويد « محض احترام پادشاه من نيز اين رسم را معمول خواهم داشت » و پس از تعظيم او و برادرش مىبينيم كه ناظر سادهلوح چگونه « اسباب منتهاى خوشوقتى » خود و همراهانش را فراهم مىآورد .
دومين نكته ، اينكه آدم به ياد ميرزا آقا خان نورى ، عامل انگليسى و خائنى كه به صدارت عظمى هم رسيد ، مىافتد كه خطاب به مهد عليا گفته بود : « من براى رسيدن به مقصود حاضرم ريشم را در ماتحت الاغ هم فرو كنم ، وقتى خرم از پل گذشت ، درآورده ، مىشويم و گلاب مىزنم و باز عين اول خواهد شد . »
13 . در صفحهء 73 و 74 : « [ داخل يكى از عمارات شاهى كه به افتخار انگليسىها جشنى برپا كرده بودند ] ده نفر زن بسيار خوشگل بودند كه لباسهاى قيمتى پوشيده بهرسم مملكت خود مىرقصيدند و در تمام مدت جشن مىخواندند . . . »
اولا باسمهاى بودن تشيع شاه صفوى اينجا نمودار مىشود كه با آن ادعاهايى چون « محب على و خاندان على » بودن و « كلب آستان
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: آنتونى شرلى
ص٢٤٧