اقدس الهى ؛ و اخبار تشبيه و لقاء و وصول و معرفت را حمل كرد به معرفت اجمالى و معرفت اسماء و صفات الهى و تجلّى مراتب ذات و اسماء و صفات حقّ تعالى ، به آن ميزان كه براى ممكن ، ممكن است .
و به عبارت ديگر ، « 1 » كشف حجب ظلمانيّه و نورانيّه كه براى عبد شد ؛ آن وقت معرفت بر ذات حقّ تعالى و اسماء و صفات او پيدا مىكند كه آن معرفت از جنس معرفت قبل از آن كشف نيست .
و به عبارت ديگر ، انوار جمال و جلال الهى در قلب و عقل و سرّ خواصّ اولياى او تجلّى مىكند ، به درجهاى كه او را از خود فانى مىنمايد و به خود باقى مىدارد ؛ آنوقت محو جمال خود نموده و عقل او را مستغرق معرفت خود كرده ، و به جاى عقل او خود تدبير امور او را مىنمايد . اگرچه بعد از اين همه مراتب كشف سبحات جلال و تجلّى انوار جمال و فناى فى اللّه و بقاى باللّه ، باز حاصل اين معرفت ، اين خواهد شد كه از روى حقيقت از وصول به كنه معرفت ذات ، عجز خود را بالعيان و الكشف خواهد ديد .
بلى اين هم عجز از معرفت است و عجز ساير ناس هم عجز از معرفت است ؛ ليكن اين كجا و آن كجا ؟ بلى جماد هم عاجز از معرفت است ، انسان هم . ولى قطعا تفاوت مراتب عجز حضرت اعلم خلق اللّه محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و إله با ساير ناس بلكه با علماى امّت ، زيادتر از عجز جماد يا انسان است .
اجمالا مذاق طائفهاى از متكلّمين علماى اعلام مذاق اوّل است ؛ مستدلا به ظواهر بعضى از اخبار و تأويلا للآيات و الأخبار و الأدعية
هامش
( 1 ) - در متن اصلى « بعبارة اخرى » بود .