خواهد گفت و آتشافروز جهنّم خواهد گرديد ؛ به درستى كه در اهل خود شاد بود ؛ يعنى در دنيا و گمان مىكرد كه به آخرت برنخواهد گشت . « 1 »
و اين اشاره است به آنكه دستهاى منافقان و كافران را غل مىكنند و نامهء ايشان را از پشت سر به دست چپ ايشان مىدهند و به اين دو حالت اشاره شده است در دعاهاى وضو در هنگام شستن دستها كه :
« خداوندا بده نامهء مرا به دست راست من و نامهء مخلّد بودن مرا در بهشت به دست چپ من ، و حساب كن مرا حسابى آسان . و خداوندا مده نامهء مرا به دست چپ من و نه از پشت سر من ، و مگردان دستهاى مرا غل كرده در گردن من ( انتهى ) . « 2 »
[ برخورد امام سجاد ( ع ) با غلام و كنيز ]
مؤلف گويد كه : در اين مقام مناسب ديدم تبرّك جويم به ذكر يك روايت : سيّد بن طاووس - رضوان اللّه عليه - خبرى نقل كرده كه حاصلش اين است كه چون ماه رمضان داخل مىشد حضرت « امام زين العابدين عليه السّلام » غلام و كنيز خود را نمىزد و هر كدام كه تقصيرى در خدمت مىكردند مىنوشت در كتابى اسم آن غلام يا كنيز را و تقصير او را در آن روز معيّن بدون آنكه او را تأديب و شكنجه كند . « 3 » و اين تقصيرات جمع مىشد تا شب آخر ماه رمضان ، آن شب آنها را مىطلبيد و جمع مىنمود ايشان را بر دور خود . آنگاه بيرون مىآورد آن كتابى را كه تقصيرات ايشان در آن بود . پس مىفرمود : اى فلان ، آيا ياد مىآورى در فلان روز ، فلان تقصير را بجا آوردى و من تأديب نكردم تو را ؟
عرض مىكرد : بلى يابن رسول اللّه .
پس به ديگرى اين را مىفرمود و همچنين هريك را يادشان مىآورد تقصيراتشان و اقرار از آنها مىگرفت تا به آخر ، آنگاه مىايستاد در وسط ايشان و مىفرمود به آنها كه صداها را بلند كنيد و بگوئيد : اى علىّ بن الحسين ! پروردگار تو هم
هامش
( 1 ) -وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ ، فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً ، وَ يَصْلى سَعِيراً ، إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ( انشقاق 10 - 14 )
( 2 ) - ثواب الاعمال / 32 - 31 عنه بحار 80 / 319 ب 32 ح 12 .
( 3 ) - مسلّم است كه امام عليه السّلام شكنجه نمىنمودند ، ولى ممكن است آن حضرت براى تربيت غلامانش ، گاهى آنها را بهطريق درست تأديب مىفرمودند .