حجاب ديده نامحرمان زيادت باد
آن را كه خواهيم برگزينيم خانهء سينه وى را مفتاح خزاين غيب گردانيم تا كلام نامخلوق از وى خبر مىدهد
( هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ )
دست ايشان بگنج نعمت غيب رسد ، در بحر آلاء و نعماء غريق شوند در سرا پردهء قدم ، قدم بر بساط فضل نهند ، از كأس محبّت شراب الفت چشيده و شخص دولت ايشان سر به ثريّا كشيده و قلم و لوح ، اين رقم به روزگار ايشان زده
( إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ ) *
در آن برگزيدن كس را بر من اعتراضى نى ، آن را كه خواهم بردارم و آن را كه خواهم فروگذارم ، تا نهاد يكى را عيبهء عيب گردانيم و سرمهء بىخبرى در ديدهء وى كشيم تا عسل كسل از شرابخانهء ابليس - عليهاللعنه - مىنوشد كه
( وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ )
اما فتح بابى كه طالبان شريعت و سالكان طريقت را باشد ، هيچ شبى از ايشان گرد آن نگردد و چون فتح باب اصلى ، نه و صلى از عالم غيب ، نه از عالم ريب ، از نزد عالم الغيب ، به سالكى يا بعاشقى رسد از غيب ، در فرع بايد كه راست رود تا خود را از اين درياى بىپايان اين نفس طرّار خودپرست و اين هواى غدّار من گوى كه او فرعون بىفرّ و عونست كه
( أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى )
مىگويد و از آهنگ نهنگ نفس بگريزد و در حبل متين آويزد كه
( وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ )
و اين كلمه را ورد خود سازد و از گفتهء من ، خود را عنوان نسازد كه ( فذلك حرمان ) بر جريدهء جريمهء خود كشد و از آن رقم اين آيت كه
( فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ )
اهل دنيا آرد و هوا در هاويه زند تا جماعتى از ايشان در هواى بعد افتادند ، از بىباكى و ناپاكى حلال و پاك بگذاشتند ، مشغول جام و جامه و غلام و حطام و مركب و ستام شدند و به چربى لقمه و بزرگى طعمه لذت ساختند تا خود را در آتش دوزخ انداختند و حطب جهنم شدند
( أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ )
و
( سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ) *
لا جرم در عالم قيامت ورد ايشان اين باشد كه
( يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً )
و جماعتى از معاصى روى گردانيدند و دنيا را رد كردند ، با خلق انس گرفتند نه براى خدا براى آنك ايشان را عابد و زاهد خوانند ايشان از صدق اين حديث بىخبرند ، بانفاق آشنا گشتهاند ، اين چنين سالوسى را از بهر جاه دنيا چه آيد ؟
( فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ )
تا بفروغ دروغ ايشان مغرور