تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
ازو تحصيل كن علم وراثت * ز بهر آخرت مىكن حراثت
كتاب حق بخوان از نفس و آفاق * مزيّن شو به اصل جمله اخلاق

قاعدة

اصول خلق نيك آمد عدالت * پس از وى حكمت و عفت شجاعت
حكيمى راست‌گفتار است و كردار * كسى كو متّصف گردد بدين چار
به حكمت باشدش جان و دل آگه * نه گر بز باشد و نه نيز ابله
به عفت شهوت خود كرده مستور * شره همچون خمود از وى شده دور
شجاع و صافى از ذلّ و تكبّر * مبرّا ذاتش از جبن و تهوّر
عدالت چون شعار ذات او شد * ندارد ظلم از آن خلقش نكو شد
همه اخلاق نيكو در ميان است * كه از افراط و تفريطش كران است
ميانه چون صراط المستقيم است * ز هر دو جانبش قعر جحيم است
به باريكى و تيزى موى و شمشير * نه روى گشتن و بودن برو دير