خلاصهء معنى آن است كه : اگر مىخواهى كه زهد و ورع تو كامل باشد ، بايد كه به اندكى از طعام و شراب و لباس قناعت كنى و دايم با ياد خداى تعالى باشى ؛ و هر كه خواهد كه دايم با ياد خداى تعالى بود ، بايد كه لذتهاى دنيا ترك كند از شيرينيها و ترشيها ، و دايم به خلوت زندگانى كند و خانه را و باطن خود را از دنيا خالى دارد و از بهر فردا هيچ چيز ذخيره نكند ، و فراغت نگاه دارد تا دايم با ذكر خداى تعالى بود . از قوت بدان قدر قناعت كند كه به طاعت قيام نمايد و حركات ضرورى و خدمت فقرا ؛ زيرا كه هر چه زيادت است برين مقدار ، همه نقصان است در درويشى ؛ چنان كه گفت :
غنى النّفس ما يكفيك من سدّ حاجة * فانّ زاد شيئا عاد ذاك الغنى فقرا
يا احمد ! وجبت محبتى للمتحابيّن فىّ و وجبت محبتى للمتواصلين فىّ .
يعنى : واجب شده است محبّت من كسانى را كه دوستى كنند با يكديگر از بهر من ، و آنها را كه ببرّند از ديگران از بهر من و آنها را كه به يكديگر پيوندند از بهر من .
( مناهج الطالبين ، ص 94 - 93 و 168 )