زيرا عملى كه خالص براى خدا نباشد در آن مرض قلب و غرض دنيوى است و آن دليل عدم يقين به خداست و سوم زهد يعنى بىرغبتى به لذّات و شهوات و مقامات دنيوى زايد بر ضرورت و اين سه صفت بهترين دليل يقين به خدا و قيامت و واضحترين برهان بر درجه استيقان اهل ايمانست و لازمه اين اوصاف مقام كشف و شهود عالم برزخ و ديدن جهان ارواح است ؛ چنان كه زيد خدمت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم رسيد حضرت فرمود : كيف أصبحت يا زيد فقال : اصبحت مؤمنا حقّا .
فرمود : در چه حالى عرض كرد در ايمان به مقام يقين و به درجهء شهود رسيدهام حضرت فرمود : علامت و دليل اين دعوى چيست ؟ عرض كرد آنست كه زهد و اعراض از لذّات و نعمتهاى دنيا دارم و شب به قيام نماز و عبادت و روز به روزه و فكر و ذكر مىگذرانم حضرت فرمود خوشا بر حال تو .
اين حديث شريف نبوى را عارف رومى قدّس سرّه با بيانى شيرين و شورانگيز شرح كرده اينجا ذكرش مناسب است .
گفت پيغمبر صباحى زيد را * كيف اصبحت اى رفيق با وفا
گفت عبدا موقنا باز اوش گفت * كونشان از باغ ايمان گر شكفت
گفت تشنه بودهام من روزها * شب نخفتستم ز عشق و سوزها
تا ز روز و شب گذر كردم چنان * كه ز اسپر بگذرد نوك سنان
كه از آن سو جملهء ملت يكى است * صد هزاران سال و يك ساعت يكى است
گفت خلقان چون ببينند آسمان * من ببينم عرش را با عرشيان
هشت جنّت هفت دوزخ پيش من * هست پيدا همچو بت پيش شمن
يك بيك من مىشناسم خلق را * همچو گندم همچو جو در آسيا
اين زمان ظاهر شدم از اين گروه * يوم تبيض و تسود وجوه
هين بگويم يا فرو بندم نفس * لب گزيدش مصطفى يعنى كه بس
يا رسول اللّه بگويم سر حشر * در جهان پيدا كنم امروز نشر
هل مرا تا پردهها را بر درم * تا چو خورشيدى بتابد گوهرم
تا كسوف آيد ز من خورشيد را * تا نمايم نخل را و بيد را
وا نمايم من پلاس اشقيا * بشنوانم طبل و كوس انبياء