مؤمن مانند كوهى استوار است و هيچ باد فتنه و حوادث عالم او را از جاى حركت نتواند داد .
امّا شاخه درخت ايمان تقوى داشتن است از هرچه عمل زشت و كار نارواست بلكه مقام عالى آن تقوى از هرلذّت و خوشى جز لذّت لقاى خدا و شهود آن معشوق كلّ الحسن يكتاست .
امّا شكوفه آن درخت كه زينت و جمال اوست فرمود حياء از خود و خدا و خلق است كارى كه خود بالوجدان زشت مىداند نكند و از آنچه خدا نهى كرده شرم كند و كار حرام را بىحيائى و جسارت به خدا شمارد و بر خلق هم كار بد خود را مستور دارد و از تجاهر به عصيان شرم كند كه اگر فسق و گناه پنهان را آشكار كند موجب پردهدرى و خرابى جامعه و فساد و جرأت مردم به عصيان شود .
امّا ميوه درخت ايمان فرمود : سخاوت نفس است و سخاوت نه تنها احسان به فقيران و مستمندان است بلكه ملكه سخاوت به حقيقت قوهايست از آثار علوّ نفس و بلندى همّت كه لازمهاش آنست كه انسان از جان و مال به راه خدا و احسان به خلق خوددارى نكند و در آنچه خير و صلاح مقام انسانى است به امر حق و رأى عقل كامل مال و جان را به آسانى بذل تواند كرد بلكه از احسان هرگونه احسانى به خلق جهان لذّت برد و به ميل و شوق و رغبت قلبى به خلق احسان كند و عالىترين مرتبه سخاوت
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ
« 1 » است كه ايثار باشد يعنى با وجود احتياج خود به چيزى آن را براى خدا به خلق عطا كند وفقنا اللّه تعالى .
كلمهء 5 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : أصل الإيمان ( حسن ) التّسليم لأمر اللّه
« 2 » .
هامش
( 1 ) . هل أتى / 11
( 2 ) . غرر و درر آمدى ، فهرست موضوعى آن ، ص 25 ، س 5 ، شرح آقا جمال ، ط 1 ، ج 2 ، ص 416 ، ش 3087 .
در روايت به اضافه كلمه « حسن » است كه « اصل الايمان حسن التّسليم . . . » و در نقل جناب استاد الهى نيامده است ، چنان كه در ترجمه نيز نياورده است .
قوله : « لذا حضرت در حديث كميل . . . » اين حديث شريف در كشكول شيخ بهائى ( ط 1 ، ج 3 ، معروف به چاپ نجم الدّوله ، ص 246 ) و در بحار الانوار ( ط كمپانى ، ج 14 ، ص 411 ) و در اواخر عين اليقين فيض ( چاپ سنگى رحلى ، ص 382 ) روايت و بيان شده است . نكته 1001 كتاب ما هزار و يك نكنه چهل حديث در