و اساتيدش را نستوده و گاهى بعضى از بزرگان علما را نام برده است .
جناب علامه طباطبائى فرمودند كه فلانى « يكى از فضلاى طهران را نام برد » از من استاد طلبيد ، به دو گفتم : آقاى الهى قمشهاى كه او ، غير از اين ظاهر است .
احوالپرسى مرحوم الهى اين بود : حال سركار خوش است . و گاهى مىفرمود :
حال شريف خوش است . وقتى در طهران به بنده فرمودند : حاضريد به عيادت آقاى آملى برويم « در اين وقت مرحوم آية اللّه حاج شيخ محمّد تقى آملى قدّس سرّه سخت بيمار بودند و به كسالت قلبى دچار بودند كه از حركت كردن و برخاستن و نشستن ممنوع بودند » گفتم : از جان و دل افتخار دارم كه در خدمت شما باشم .
در موعد معيّن و ساعت مقرّر به حضورش تشرّف حاصل كردم با هم به عيادت مرحوم آية اللّه آملى رفتيم اين بنده سبقت گرفت و در زد كسى گفت : كيه ؟ بنده به عادت زبان رايج گفتم : آقا تشريف ندارند ؟ مرحوم آقاى قمشهاى فرمودند : چرا جانب نفى را گرفتهاى ؟ و چون به حضور مرحوم آقاى آملى نشستيم ، مرحوم آقاى قمشهاى از تعليقات و حواشى آقاى آملى بر حكمت منظومه حكيم متأله سبزوارى و از آثار علمى و قلمى او تحسين و تقدير كرد .
اين بندهء خام رو به آقاى آملى كرد و گفت : خداوند وجود شما را به سلامت بدارد . در جوابم فرمود : خداوند متعال وجود مرا به سلامت بدارد ، وجود آقاى قمشهاى را به سلامت بدارد ، وجود شما را به سلامت بدارد و همهء علماى شيعه و همهء شيعيان و همهء مسلمانان را به سلامت بدارد و رحمت او شامل حال همه و همه شود كه شيخ الرئيس چه خوش فرمود : استوسع رحمة اللّه .
اين فرمايش آقاى آملى چه قدر برايم ارزش داشت و تا چه قدر ادبم كرد . چون برخاستيم و از خانه بدر آمديم خواستم به همان سمتى كه آمديم برويم مرحوم قمشهاى فرمودند : از سمت ديگر برويم تا تكرار در تجلّى نشود .
مرحوم آقاى قمشهاى مىفرمودند : وقتى در يكى از مجالس مهم طهران كه سياسى بود ، و هم به عنوان جشن عروسى بنام ، شعراى شيعه و سنّى را دعوت كرده بودند ، مرا نيز خواستند عذر آوردم و بالأخره ملزم به حضور شدم در آن جلسه
حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: مهدى الهى قمشه اى
ص٣١