ديگر را كه عائلهاش بودند به اطاق درس مىآورد و خاكستر رويش را به كنار مىزد و بدان حال مىگذراند .
بسيار به فرزندانش علاقه داشت در شرح حالش كه در نغمهء عشاق صفحه 267 آورده معلوم مىگردد ، علاوه اين كه به چشم مىديديم .
قصيدهء حساميه را در فراق و مصيبت فرزند خود كه قصيده را به نام او منتسب كرده است سروده است و چه سوگ و ماتم و زارى دارد . و مطلعش اين است :
اى مرغ من از چه ز آشيان رفتى * استاره شدى بر آسمان رفتى
و مختمش اين است :
تا چند الهى از غمت نالد * زان شهر كه آمدى بدان رفتى
اين قصيده 45 بيت است و بسيار شيوا است .
قصيده نظاميه را در نصيحت فرزند خود دوست بزرگوار فاضلم ثقهء الإسلام نظام الدّين الهى فرموده است ، و مطلع آن اين است : « 1 »
نظام من اى سرو باغ معانى * نظام من اى طاير آسمانى
و ألحق قصيده غرّائى است و دستور العملى جامع مشتمل بر 69 بيت كه هريك چون آب زلال است و يا سحر حلال . هر كس شنيد گفتا للّه درّ قائله .
مىفرمود : خانهء ما در هرشهرى ساخته است و آن عبارت از مدرسه است . خداى متعال درجاتش را عالى كند خيلى با مدرسه و طلاب سرخوش بود و انس داشت ، و در مدرسه بر طلاب آشنا وارد مىشد و در اوّلين مرحله امكان عنان سخن را در دست مىگرفت و حضار را نصيحت مىكرد ، بسيار بىقيد بود .
روزى در خدمت جناب استاد بزرگوار حضرت آية اللّه علامه طباطبائى صاحب تفسير قيّم الميزان أبقاه اللّه لاهل الايقان بودم فرمود :
مرحوم قمشهاى بسيار بىقيد بودند وقتى در مشهد رضوى عليه السّلام در محفل مذاكره و مباحثه ما با كلاه شب خوابى آمد مردم پنداشتند كه او يك فرد عادى است .
مرحوم آقاى قمشهاى كسى را نكوهش نكرده و كسى را جز پيغمبر و آل پيغمبر
هامش
( 1 ) . كليات ديوانش ، ص 353 .