تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
حسن‌زاده يكّه و تنها شد . نماز مغرب و عشاء را به مرحوم الهى اقتدا كردم بعد از اداى فريضه رو به من كرد و گفت : آقا منظومه را نياوردى ؟ عرض كردم چرا ولى كسى نيامد . فرمود هميشه همين بود محصّل كو ، مگر حوزه درس ما در محضر استاد آقا بزرگ غير از اين نحوه بود . منظومه را بده ، باز كرد و شروع به تدريس فرمود تا پس از مدت مديدى بعضى از ياران با وفا رفيق راه شدند . و به همين روش بود درسهايى كه با استاد شعرانى و با ديگر اساتيد داشتيم . و اكنون كه خودمان سمت تدريس را حائزيم كه هركسى پنج روزه نوبت او است به همين منوال است در ابتداى شروع
يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً
و پس از چند روزى
لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً
. آرى مگر هركس موفّق است كه از ابتداى طلوع فلق تا انتهاى غروب شفق بلكه تا ماوراى غسق دفتر دانش را ورق زند
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ *
. اين آقا بزرگ بزرگترين استاد مرحوم الهى بود در حياتش وى را به غزلى به نام غزل آفتاب عشق بستود « 1 » . و بعد از مماتش در رساى او نيز غزلى به عنوان غزل امير كشور عشق بسرود « 2 » . و طليعه‌اش اين است : « غزل امير كشور عشق » . اين غزل را در وفات استاد خود سيّد اجلّ حكيم متألّه مرحوم آقا بزرگ خراسانى سروده‌ام .
برفت اهل دلى رادمرد هشيارى * بلند همّت و دانشور و وفادارى برفت از فلك دانش آفتاب كمال * بشد ز كشور فرزانگى جهان‌دارى
( تا آخر . . . ) در غزل اوّل او را آفتاب عشق لقب داد و در دوم امير كشور عشق . تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل .
هامش
( 1 ) . كليات ديوانش ، ص 430 . ( 2 ) . كليات ديوانش ، ص 504 .