نامهء دوم
باسم اللّه خير الأسماء
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
« 1 »
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
« 2 »
ز دام طبيعت پريدن خوش است * گل از باغ لاهوت چيدن خوش است
به كاخ تجرّد نشستن نكو است * در آنجا رخ يار ديدن خوش است
مى عشق نوشيدن از دست يار * از آن باده جان پروريدن خوش است
نسيمى وزد تا ز باغ وصال * چو گل جامه تن دريدن خوش است
تويى خوش نوا مرغ باغ الست * در آن آشيان آرميدن خوش است
پر و بال دانش گشودن روا است * ز دام علائق رهيدن خوش است
از اين شهر و اين خانه تا كوى دوست * چو آهوى وحشى دويدن خوش است
از اين ديو و دد مردم پر غرور * همى كنج غربت خزيدن خوش است
همهشب به اميد صبح وصال * چو نى ناله از دل كشيدن خوش است
الهى ز شوق غزالان عشق * به صحراى وحدت چريدن خوش است
كلمهاى چند از عزيزان بود يا روح و ريحان از گلشن رضوان كه دماغ پرور و آرامش خاطر بود . سوگ الهى با دل دوستان افضل و امجد معادى و محمّد چه كرد كه از هردرى بهانه مىگيرند و نامه تعزيت به اين مرغ پر شكسته پا بسته محبوس در قفس مىفرستند . خداى متعالى دوستانم را به جنّت لقايش متنعّم و مخلّد بدارد . آمين و
هامش
( 1 ) . بقره / 270
( 2 ) . مجادله / 12