حق را دولت باقى و پايدار است و باطل را جولانى بيش نيست و زود نابود شود .
كلمهء 15 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : الفقر صلاح المؤمن و مريحه من حسد الجيران و تملّق الإخوان و تسلّط السّلطان « 1 » .
فقر و نادارى صلاح مؤمن است كه او را از حسد آشنا و همسايگان و تملّق برادران و خويشان و از تعدّى عمّال سلطان آسوده مىدارد « چون پادشه خراج نخواهد خراب را » .
كلمهء 16 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : الشّريعة رياضة النّفس « 2 » .
شريعت به حقيقت رياضت نفوس است براى وصول به حدّ كمال و سعادت و لذّات ابد .
كلمهء 17 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : من عذب لسانه كثر أعوانه « 3 » .
هركه با خلق خوشزبان باشد يارانش بسيار باشند .
كلمهء 18 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : الدّين الأدب .
دين ادب و تربيت است .
هامش
ش 7317 و 7318 ( فى حرف اللام باللام الزائدة باللفظ المطلق ) در اين مصادر و همچنين در نسخه غرر و درر خطّى ، هر يك از « للحقّ دولة » ، « للباطل جولة » كلمه جداگانه است بدون حرف عاطفه در ميان ، چنان كه در شرح مذكور به دو شماره ياد شدهاند ، جز اينكه در طبع صيدا در كلمه دوم نيز با « دولة » است « للباطل دولة » كه شايد تحريف شده است و آقا جمال در شرح و ترجمه آن گويد : « از براى باطل جولانى باشد « جولان » به معنى طواف و دور زدن است ، و مراد اين است كه از براى باطل گردشى باشد كه زود بسر آيد و زايل گردد چنان كه تتمه اين كلام معجز نظام كه در كتب ديگر نقل شده اين است كه « ثم يضمحلّ » يعنى جولانى دارد و بعد از آن مضمحل و باطل گردد » .
( 1 ) . غرر و درر آمدى ، شرح آقا جمال ، ج 2 ، ص 128 ، ش 2077 .
( 2 ) . غرر و درر آمدى ، شرح آقا جمال ، ج 1 ، ص 145 ، ش 543 .
( 3 ) . غرر و درر آمدى ، ط نجف ، ص 265 ، س 19 ؛ ( فى حرف الميم بلفظ من ) : « من عذب لسانه كثر اخوانه » : و ط صيدا ، ص 194 ، س 4 ؛ و شرح آقا جمال ، ج 5 ، ص 156 ، ش 7761 . در همه اين مصادر و نيز در نسخه خطى غرر و درر صورت روايت بدين گونه است : « من عذب لسانه كثر إخوانه » كه به جاى « اعوانه » ، « اخوانه » مىباشد ؛ و ترجمه آقا جمال بدين عبارت است : « هر كه گوارا و شيرين باشد زبان او بسيار شود برادران و دوستان او » .