ترجمه : حد حكمت و معنى حقيقى آن اعراض از سراى فانى و اشتياق به عالم بقاء است .
شرح : يعنى حكيم كسى است كه از همّت بلند و روح بزرگ دنيا و لذّات فانى آن را ناچيز داند و تمام توجّهش به عالم بقا باشد و شوق به وطن اصلى و سراى ابدى دائم او را به ياد آن عالم و به كار مناسب آن سراى جاويد بدارد تا به علم و عمل صالح و احسان و خدمت به خلق پردازد چنان كه حكماء اغلب و خصوص حكيم قدّوسى محقق طوسى چنين بود و عمرى همه را به علم و عمل و خدمت به خلق صرف مىكرد و مىفرمود :
لذات دنيوى همه هيچ است نزد من * در خاطر از تغير آن هيچ ترس نيست
روز تنعّم و شب عيش و طرب مرا * همچون شب مطالعه و روز درس نيست
« رضوان اللّه عليه »
كلمهء 3 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : خير من صحبت من ولّهك بالأخرى و زهّدك فى الدّنيا و أعانك على الطّاعة
« 1 » .
ترجمه : بهترين كسى كه با او مصاحبت و رفاقت مىكنى آنكس است كه تو را مشتاق آخرت و متنفّر از دنيا گرداند .
شرح : يعنى رفيق حقيقى و هم صحبت گرامى آنست كه به روح انسان كه از عالم
هامش
( 1 ) . غرر و درر آمدى ، ط نجف ، ص 173 ، س 11 ؛ و ط صيدا ، ص 125 ، س 19 ؛ و شرح آقا جمال خوانسارى ، ج 3 ، ص 436 ، ش 5030 .
در همه مصادر ياد شده و نسخه خطّى غرر و درر كه در تصرّف راقم است صورت روايت بدين گونه است :
« خير من صحبت من ولّهك بالأخرى و زهّدك فى الدنيا و أعانك على طاعة المولى » .
و به مفاد مصاحبت ، عبارت بايد « خير من صاحبت » بوده باشد ، چنان كه در كلمه ديگر فرمود : « خير من صاحبت ذو و العلم و الحلم » كه همه مصادر مذكور بدين صورتاند ، و اين كلمه نيز در حرف خاء به لفظ « خير » از غرر و درر آمدى نقل شده است .
قوله : « حافظ فرمايد « دريغ و درد . . . » معنى بيت اين نيست كه رفيق كيمياى سعادت است ، بلكه معنى آن اين است كه كيمياى سعادت رفيق و همراه من بوده و تاكنون بدان آگاهى نداشتم ، نظير اين بيت ديگرش :سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد * و انچه خود داشت ز بيگانه تمنّا مىكردو ابيات بدين مفاد در ديوانش بسيار است .