مثالى آوردهايم ، اما بيشتر مردم به جز ناسپاسى كارى نكردند * و گفتند : به تو ايمان نمىآوريم مگر اينكه از زمين چشمهء آبى بيرون آورى * يا آنكه تو را باغى از خرما و انگور باشد كه در ميان آن نهرهاى آب جارى شود * يا چنان كه مىگويى قطعهاى از آسمان بر سر ما فرود آيد ، يا خدا و فرشتگان را پيش روى ما حاضر كنى * يا آنكه خانهاى از طلا دارا باشى يا به آسمان بالا روى ، و به آسمان بالا رفتنت هم هرگز ايمان نمىآوريم مگر آنگاه كه بر ما كتابى نازل كنى كه بخوانيم . بگو پاك و منزه است خداى من ، آيا مگر من بشرى بيشترم كه از سوى خدا به رسالت بر انگيخته شدهام ؟ ! * مردم را چيزى از ايمان و هدايت بازنداشت زمانى كه قرآن براى آنها آمد ، مگر اينكه ( به انكار ) گفتند : آيا خداوند بشرى را به پيامبرى بر انگيخته است ؟ ! * بگو اگر فرشتگان را در زمين قرار و مسكن بود ، ما بىگمان فرشتهاى از آسمان به رسالت بر ايشان مىفرستاديم .
شرح كلمات
1 - يصطفى :
فعل مضارع از مادّهء « صفو » است كه در لغت به معناى عصاره خالص و برگزيدهء هر چيز است ، و « اصطفاء » به معناى دست يا بى به عصاره و نابى است . اصطفاء در اصطلاح اسلامى يعنى خداوند بندهاش را از شائبهها و ناخالصىهاى موجود در ديگران تصفيه و پاك كرده است ، يا او را بر ديگران برگزيده است .
پيامبر اسلام ( ص ) عصاره خلقت و برگزيدهء خداست ، و پيامبران همگى برگزيدگان خدايند .
2 - اوحينا :
فعل متكلم مع الغير از مادّهء « وحى » است كه در لغت به معناى اعلام نهانى است .
و در اصطلاح اسلامى هرگاه گفته شود : خداوند فلان چيز را به بنده برگزيدهء خود « وحى » كرد ، يعنى : آن را در قلب او جاى داد و در خواب يا بيدارى آن را به او « الهام » كرد ، يا آن