عطا كرد تا گواهى بر صدق رسالتش باشد .
او با گل صورت مرغى مىساخت و در آن مىدميد ، كه آن مجسمه به اذن خدا مرغى مىشد و پروبال مىگشود ؛ و نيز كور مادرزاد و پيس را به اذن خدا شفا مىداد و مرده را به اذن خدا زنده مىكرد ؛ و از آنچه كه در خانههاى خود مىخوردند و ذخيره مىكردند خبر مىداد .
در ضمن آنچه را كه دربارهء او ، و پيش از وى در تورات آمده بود در او كاملا صدق مىكرد و مطابقت داشت . او همچنين به بعثت حضرت خاتم پيامبران ، احمد ( ص ) خبر مىداد .
سرانجام بنى اسرائيل به او ايمان نياوردند و تكفيرش كردند و گفتند : اين سحرى واضح و آشكار است .
عاقبت چون عيسى كفر و عنادشان را احساس فرمود گفت : چه كسانى با من دين خدا را يارى خواهند داد ؟ حواريون به وى پاسخ دادند : ما ياران خدا خواهيم بود به خداوند ايمان آوردهايم ، و تو گواه باش كه ما مسلمانيم .
و بدين سان بنى اسرائيل عهد و پيمانى را كه با خدا به دست حضرت موسى بسته بودند - مبنى بر اينكه به آنچه در تورات آمده مؤمن باشند و به عيسى و بعد از او به حضرت خاتم پيامبران ايمان آورند - شكستند و راه كفر و عناد در پيش گرفتند .
آنان همچنين به حضرت مريم بهتان و تهمتى بس بزرگ زده گفتند : او از مردى نجار ، به نام يوسف حامله شده و عيسى را زاده است !
آنگاه در مقام كشتن و به دار كشيدن عيسى برآمدند كه خداوند ، همان مرد يهودى را كه راهنماى دشمنان به سوى حضرت عيسى شده بود ، او را به شكل و قيافهء عيسى در آورد و بنى اسرائيل نيز همو را به دار كشيدند ، و چنين پنداشتند كه عيسى بن مريم را به دار كشيدهاند ؛ در حالى كه خداوند او را به سوى خود بالا برده بود .
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٥٤