حضرت مريم با شنيدن چنين خطابى گفت : بار پروردگارا ! من چگونه فرزندى به دنيا مىآورم در حالى كه انسانى مرا دست نزده است ؟
جبرائيل سخن خدا را به وى اين گونه ابلاغ مىكند :
خداى تعالى هر چه را كه بخواهد بدون اسباب و وسيلهاى ، تنها با كلمهء « كن » مىآفريند و آن موجود در همان لحظه آفريده مىشود عينا همانگونه كه آنها را با اسباب و وسايط آفريده است .
سپس جبرائيل از جلو گردن ، در چاك پيراهن مريم دميد و آنچه را كه حضرت بارى اراده فرموده بود صورت تحقق به خود گرفت و مريم باردار شد .
زمانى كه مريم در درون خود وجود جنينى را احساس كرد ، به جايى دور از خانوادهاش رهسپار شد . درد زايمان او را به جانب تنهء درخت خشكيدهء خرمايى كشيد ، او پشت به آن داد و گفت : اى كاش پيش از اين مرده ، و نيست و نابود شده بودم ؛ كه در آن حال از پايين وى عيسى يا جبرائيل ندايش داد كه : اندوهگين مباش . خداوند در زير پايت نهر كوچكى جارى ساخته است . تنهء خشك خرما را تكان بده تا خرماى تازه بر تو بريزد . آنگاه از آن خرما بخور و از آن آب بياشام و شادمان و مسرور باش و چون كسى از مردم را ديدى به او بگو : من براى خدا نذر روزهء سكوت كردهام و ابدا امروز با كسى سخن نمىگويم .
مريم نوزاد را برداشت و نزد قومش برد . آنها چهره درهم كشيده ، آن را ناخوش داشتند و گفتند : اى خواهر هارون كارى بسيار پليد و زشت مرتكب شدهاى . نه پدرت زناكار بود و نه مادرت بدكاره !
حضرت مريم اشاره به عيسى كرد كه با او سخن بگوييد ، او به شما پاسخ مىدهد . گفتند :
ما با نوزاد خوابيده در گهواره چگونه سخن بگوييم ؟ ! كه خداى سبحان عيسى را به سخن در آورد و گفت : من بندهء خدا هستم ، او به من كتاب انجيل داده است ، و مرا هركجا كه باشم پيامبرى مبارك و معلمى به كارهاى خير و نيكو قرار داده است ، و مادام كه زنده هستم به برپا داشتن نماز و پرداختن زكات و نيكى در حق مادرم سفارشم فرموده است .
خداوند ، حضرت عيسى را به رسالت به سوى بنى اسرائيل فرستاد و معجزاتى چند به وى
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٥٣