با شدت به پيچ و تاب در آمد و سپس از آن ماده شترى درشتاندام و آبستن بيرون شده و پيش روى قوم ثمود بچه شترى بزاد .
حضرت صالح ( ع ) با قومش قرار گذاشت كه آب نهرشان يك روز در ميان از آن شتر باشد ، و كسى ديگر از آن آب برندارد ، و شير شتر در آن روز به جاى آب از آن ايشان باشد ، و روز ديگر آب نهر از آن ايشان و چارپايانشان .
روزگارى بر اين قرار گذراندند ، تا اينكه نه نفر از افراد اوباش و ستمگر قوم تصميم به كشتن شتر گرفتند ، و سرانجام آن حيوان را كشتند ، و در نتيجه به خروش آسمانى ، و جنبش شديد زمين ( زمينلرزه ) گرفتار آمدند و در جاى خود به هلاكت افتادند .
نتيجه بحث
خداوند هود و صالح ( ع ) را بشارت دهنده ( به رحمت خداوند ) و ترساننده ( از عذاب او ) به سوى قومشان فرستاد . آنها نيز قوم خود را به عمل به شريعت و مقررات آيين نوح ( ع ) فرا خواندند .
بدين سان هر كس كه پس از حضرت نوح مىآمد و به تبليغ شرايع آيين آن حضرت قيام مىكرد ، وصى نوح پيامبر بر شريعت او بود ، خواه رسولى باشد از جانب خدا مانند هود و صالح ( ع ) ، يا نباشد چون سام فرزند نوح ( ع ) و ديگر اوصيائى كه بعد از او آمدند ؛ تا آنگاه كه خداوند حضرت ابراهيم ( ع ) را با شريعت حنيفيّه به رسالت برانگيخت كه به خواست خدا مطالب اين موضوع در بحثى كه در پيش داريم خواهد آمد .