فاره : سرمست و ماهر كه هر دو معنا مناسب بحث است .
4 - جاثمين :
جثم جثوما : چسبيده به زمين ، افتاده و هلاك شده .
5 - بوّأكم :
بوّأه منزلا : در آنجا فرودش آورد .
6 - و لا تعثوا :
عاث و عثا : به سختى افساد كرد .
7 - عتوّا :
عتا عتوّا : تكبر كرد ، سركشى را از حد گذرانيد .
8 - رجفة :
رجف : او را به حركت و جنبش شديد واداشت ، الرّجفة : يك بار لرزيدن ( زلزله ) .
9 - رهط :
رهط در اينجا گروهى كمتر از ده نفر مرد است كه در ميانشان زنى نباشد .
چكيدهاى از تفسير آيات
قبيلهء ثمود از اعقاب حضرت نوح ( ع ) بودند كه بعد از قوم عاد زندگى مىكردند . آنان در كاخهاى زيبايى كه بين مدينه و شام « 1 » قرار داشت ، روزگار مىگذرانيدند .
اين قوم دچار خودبينى و سركشى شده ، خداى را رها كردند و به پرستش بتها پرداختند .
خداوند نيز پيامبرش صالح ( ع ) را كه از همان قبيلهء ثمود بود با مأموريت بشارت و انذار بر ايشان فرستاد . از آياتى كه گذشت ديديم كه بين او و افراد قبيلهاش چه گذشت .
سرانجام قوم ثمود از پيامبرشان معجزهاى خواستند مبنى بر اينكه از كوه ، ماده شتر پا به ماهى را به عنوان صدق مدعايش بيرون آورد . خداوند خواستهء آنان را برآورده ساخت . كوه
هامش
( 1 ) - در خبر است كه رسول خدا ( ص ) به هنگامى كه به غزوهء تبوك تشريف مىبردند ، بر منازل ايشان عبور فرمودهاند . به اخبار غزوهء تبوك در كتابهاى « مغازى الواقدى ، و إمتاع الأسماع » مراجعه كنيد .