را كه با او بودند به رحمت خود نجات داديم و ريشهء كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نياورده بودند بريديم .
5 - در سورهء قمر آيات 18 - 20 :
كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ ( ) إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ ( ) تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
قوم عاد ( پيامبر خود را ) تكذيب كردند پس ( ببينيد ) عذاب و انذارهاى من چگونه بود * ما تند باد وحشتناك و سردى را در يك روز شوم پياپى بر آنان فرستاديم * كه آن باد مردم را همچون تنهء نخلهاى ريشه كن شده از جا بر مىكند *
شرح كلمات
1 - أحقاف :
حقف : تودههاى رمل طولانى و پرپيچوخم را گويند ، و جمع آن احقاف است . مقصود از احقاف در اينجا منطقهاى است رملى از عمان تا حضرموت . تفصيل خبر را در معجم البلدان حموى لغت احقاف مطالعه كنيد .
2 - لتأفكنا :
إفك : دروغ و افتراى بزرگ است و مقصود مشركان اين بود كه : تو آمدهاى تا با دروغ و افتراى بزرگت ما را از خدايانمان روى گردان كنى ؟ !
3 - عارض :
عارض : آنچه در افق ، از تودهء ابر يا ملخ يا زنبور پديدار مىشود .
4 - اترفناهم :
ترف : در لغت به معناى تنعم است . اترفناهم يعنى آنها را به انواع نعمتها از مال و فرزند و خانههاى عالى برخوردار كرديم .
5 - هيهات :
هيهات هذا الأمر ، منظور بعيد بودن انجام آن است ، ناشدنى است .
6 - بصطة :