يعنى ، خويشاوندان در احكامى كه خداوند براى همه انسانها مقرر داشته ، حق تقدم دارند . « 1 »
خلاصه ، قوم يهود هنگامى كه آيات الهى قرآن را شنيدند و ديدند صفات قرآن ، آنچه را كه درباره بعثت رسول خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد خود دارند تصديق و اثبات مىكند ، به آن كافر شدند و گفتند : ما تنها به توراتى كه بر ما نازل شده ايمان مىآوريم و به غير آن مانند انجيل و قرآن باور نداريم ! خداوند نيز ، از ارسال آيات روشن قرآن و معجزات و احكام آن خبر داده و مىفرمايد : جز فاسقان هيچ كس به آن كافر نمىشود ، و باز فرموده : ما هر حكمى از شريعتى را نسخ كنيم - مانند نسخ قبله بودن بيت المقدس - يا آن را به تأخير اندازيم ، بهتر از آن يا همانند آن را براى مردم مىآوريم ، خداوند خود مالك آسمانها و زمين است ، هر چه را بخواهد انجام مىدهد ، و يهود و نصارى از رسول اللّه راضى نمىشوند مگر آنكه از احكامى كه بر او نازل شده دست برداشته و پيرو احكام شريعت آنان گردد .
خداى سبحان اين مفهوم را با بيانى ديگر در سوره " اسراء " تكرار كرده و مىفرمايد :
وَ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ . . .
ما به موسى كتاب داديم و آن را وسيله هدايت بنى اسرائيل ساختيم . « 2 »
سپس مىفرمايد :
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
.
اين قرآن به راهى كه استوارترين راههاست ، هدايت مىكند . « 3 »
يعنى ، راه قرآن از آنچه در كتاب موسى عليه السّلام آمده [ فراگيرتر و ] استوارتر است .
* * * سخن را در مباحث ربوبيت به اينجا رسانديم كه ، ربّ العالمين براى انسان نظامى متناسب با سرشت و فطرت او مقرر فرمود ، سپس او را در مسير عمل به اين مقررات
هامش
( 1 ) - به تفسير آيه در مجمع البيان و تفسير طبرى و ساير تفاسير روائى مراجعه شود .
( 2 ) - اسراء / 2 .
( 3 ) - اسراء / 9 .