چگونگى آفرينش :
قرآن كريم چگونه آفريدن « هستى » را بارها و بارها بيان فرموده است ؛ آيات زير فشردهاى از شيوه بنيادين آفرينش را بدين گونه فراروى ما قرار مىدهد :
الف -
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
.
آيا كسانى كه كافر شدند نديدند كه آسمانها و زمين بسته و پيوسته بودند و ما آنها را گشوده و گسترده كرديم و هر چيزى را از آب ، حيات بخشيديم ؟ ! « 1 »
در آيه ديگر به شيوه شكلگيرى آسمانها پس از آفريدن زمين و تأثير متقابل و پىدرپى بودن كار خلقت اشاره كرده و مىفرمايد :
ب -
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
.
سپس ، به آسمان پرداخت - در حالى كه دود بود - پس به آن و به زمين گفت :
خواسته و سرخوش يا ناخواسته و ناخوش پيش آييد ! گفتند : ما خواسته و سرسپرده مىآئيم . « 2 »
آيه اوّل از حقايق زير پرده برداشته است :
1 - مادّهى مؤثر در پيدايش « هستى » ماهيّت واحدى دارد .
2 - همه « هستى » بمانند قطعهاى واحد به هم پيوسته است .
3 - گسترش و تفكيك اجزاى هستى ، نظام يافته و مبتنى بر قوانين فيزيكى و سير تحوّل ماده است ؛ اين نظام تنها به منظومه شمسى و سيارات وابسته آن در كهكشان ما خلاصه نمىشود ، بلكه خود كهكشانها نيز ، جزئى از نظام برتر و گستردهترى هستند كه در شكل ديگرى - همانند منظومه شمسى - پيرامون هسته مركزى خود در گردشاند .
دكتر « موريس به وكيل » در دورههاى اخير ديدگاهى را بنيان نهاده كه با ديدگاه برخى از
هامش
( 1 ) - انبياء / 30 .
( 2 ) - فصّلت / 11 .