راغب مىگويد : « به كار رفتن واژه « حق » براى اشاره به چيز جديد بىمانند است ، كه هرگاه با صفت آفريدگار مرتبط گردد ، مقصود آن است كه چيز جديدى را از نيستى به هستى آورده است . يعنى : اوست خدائى كه آسمانها و زمين را از نيستى به هستى آورد . »
در جاى ديگر درباره مظاهر طبيعى و فيزيكى عالم خلقت مىفرمايد :
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
.
اوست خدائى كه خورشيد را نورانى و ماه را تابنده قرار داد و براى آن [ ماه ] ايستگاههائى تقدير نمود تا شمار سالها و حساب [ كارها ] را بدانيد ، خداوند اين را جز به حق نيافريده ، او آيات [ خود ] را براى كسانى كه مىفهمند ، شرح مىدهد . « 1 »
خداوند در جاى ديگرى از قرآن كريم به عظمت آفرينش اشاره كرده و مىفرمايد :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى بَلى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
.
آيا نمىدانند خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريده و از آفرينش آنها عاجز و ناتوان نشده است ، مىتواند مردگان را زنده نمايد ؟ آرى ، او بر هر چيزى تواناست . « 2 »
آيات كريمهاى كه گذشت به روشنى مىگويند : تنها خداى عزّ و جلّ است كه اين جهان محسوس را در اندازههاى دقيق و موزون آفريده و توان دوباره آفريدن و بازگرداندن موجودات آن را دارد ، و اصل اصيل در آفرينش مادّه و نيرو و همه قوانين فيزيكى عالم هستى و نيروهاى جنباننده آن ، فرمان خداوندى است .
هامش
( 1 ) - يونس / 5 .
( 2 ) - احقاف / 33 .