چند پرسش و پاسخ
در اين بخش پرسشهاى چهارگانه زير مىآيد :
1 - چگونه انسان در آنچه مىكند مختار است ، با آنكه شيطان بر او چيرگى دارد و در حالى كه ديده نمىشود به اغواى آدمى پرداخته و در قلب او وسوسه مىكند و به كار شرّش فرا مىخواند ؟
2 - انسان در محيط فاسد نيز اينچنين است ، او كه جز فساد و شر چيزى نمىبيند چگونه به اختيار خود عمل مىكند ؟
3 - انسانى كه دعوت پيامبران به او نرسيده و در نقاط دوردست سكونت دارد چه بايد بكند ؟
4 - گناه " زنازاده " چيست ؟ چرا او به خاطر رفتار ديگران دوستدار شرّ مىشود و شرارت مىكند ؟
پاسخ پرسش 1 و 2
پاسخ اين دو پرسش را در آنچه كه در بحث ميثاق در ابتداى كتاب آورديم بجوئيد . « 1 » در آنجا گفتيم كه خداى متعال حجت را بر انسان تمام كرده ، و با وديعت نهادن عزيزه بحث و كاوش از سبب پديدهها كه او را به سببساز اصلى مىرساند ، راه عذر او را بسته است ، و براى همين است كه در سوره اعراف ( 172 ) درباره ميثاق الهى فرموده :
" أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ "
.
تا روز قيامت نگوئيد ما از اين [ پيمان ] ناآگاه بوديم .
انسان همانگونه كه در هر حالى از غريزه گرسنگى غافل نمىشود تا اندرون خود را از طعام سير كند ، همچنين از غريزه معرفت خواهى نيز غافل نمىگردد تا سببساز حقيقى را بشناسد .
هامش
( 1 ) - همين كتاب ، جلد اول ص 17 - 29 .