بگو : پروردگار من روزى را براى هر كس بخواهد وسعت داده يا " تنگ " مىكند .
3 - " قدر " يعنى تدبير و اندازه كرد ، " قدر اللّه الأمر بقدره " يعنى خداوند آن را تدبير كرد يا خواستار وقوع آن شد ، چنان كه در سوره قمر ( 12 ) مىفرمايد :
وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
.
و زمين را شكافتيم و چشمههائى بيرون فرستاديم ؛ و اين دو آب [ باران و چشمه ] " به اندازهاى كه تدبير و خواسته شده بود " با هم درآميختند .
ج - معناى قدّر
1 - " قدّر " يعنى حكم كرد ، فرمان داد ، " قدّر اللّه الأمر " يعنى خداوند حكم و فرمان داد كه كار ، اين گونه باشد ، چنان كه در سوره نمل ( 58 ) درباره زن لوط مىفرمايد :
فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ
.
ما او [ لوط ] و خانوادهاش را نجات داديم ، جز زنش كه فرموديم : او از بازماندگان باشد .
يعنى حكم و فرمان ما اين بود كه آن زن از هلاكشدگان باشد .
2 - " قدّر " يعنى مدارا نمود ، درنگ كرد ، " قدّر فى الأمر " يعنى در انجام كار درنگ كرد و با آن مدارا نمود ، چنان كه خداى متعال در سوره سبا ( 11 ) به داود عليه السّلام مىفرمايد :
أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ
.
زرههاى كامل و فراخ بساز و در بافتن آنها با تأمّل و مدارا عمل كن .
يعنى در ساختن زره عجله مكن بلكه با دقت و زمان كافى اقدام كن تا نتيجه كارت محكم و استوار باشد .
د - معناى قدر
1 - " قدر " به معناى كميّت و مقدار و اندازه ، چنان كه در سوره حجر ( 21 ) مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
.