رسولان ديگر خود را فرستاديم و بعد از آنان عيسى بن مريم را مبعوث كرديم . « 1 »
ب - تأخر مكانى ، مانند : از قم به تهران ، و پس از آن به مشهد رفتم .
ج - تأخر رتبهاى ، مانند آنچه در پاسخ پيامبر آمده است ؛ شخصى پرسيد : به چه كس نيكى كنم ؟ پيامبر فرمود : به مادرت . پرسيد : بعد از او ؟ فرمود : مادرت . پرسيد : بعد از او ؟
فرمود : پدرت .
3 - دخان : دود يا آن چيزى است كه از آتش متصاعد مىشود ، گاهى به بخار و هر چه شبيه بخار است نيز " دخان " مىگويند .
4 - استوى : استوى عليه : استولى عليه ، يعنى بر آن مسلّط و مستولى شد ، توضيح بيشتر اين عبارت همراه با معناى : ( رحمان ) و ( عرش ) و ( سوّاه ) در مبحث صفات " ربّ " خواهد آمد .
5 - رتق : بستن و ضميمه كردن ، و فتق به معناى گشودن است .
6 - جعل : جعل در قرآن كريم در معانى زير آمده است :
الف - به معناى خلق و ايجاد ، مانند :
اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ .
به ياد آوريد نعمتهاى خدا بر خودتان را هنگامى كه در ميان شما پيامبرانى آفريد . « 2 »
وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ .
و براى شما پيراهنهائى آفريده كه شما را از گرما حفظ مىكند . « 3 »
ب - به معناى گردانيدن ، مانند :
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً .
خداوندى كه زمين را براى شما بسترى گردانيد . « 4 »
ج - به معناى قرار دادن و دستور ، مانند :
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً .
براى هر كدام از شما آيين و طريقه روشنى قرار داديم . « 5 »
د - به معناى مسخّر كردن ، يعنى هدايت تسخيرى ، مانند :
وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ .
و نهرها را از زير آنها جارى ساختيم . « 6 » يعنى : نهرها را با هدايت تسخيرى چنان
هامش
( 1 ) - حديد / 27 - 26 .
( 2 ) - مائده / 20 .
( 3 ) - نحل / 81 .
( 4 ) - بقره / 22 .
( 5 ) - مائده / 48 .
( 6 ) - انعام / 6 .