بيشتر آثار و تبعات نافرمانى اوامر و نواهى مولوى خداوند ، در آخرت گريبانگير انسان مىشود ؛ گاهى نيز در دنيا و آخرت هر دو است و آن ، گناهان گستاخانه انسان در برابر پروردگار بزرگ خويش است .
دوم - شرح برخى كلمات
1 - ذا الأيد : توانمند .
2 - أوّاب : توّاب بازگشتكننده به سوى خدا با ترك گناه و انجام فرمان .
3 - لا تشطط : ستم مكن و از اندازه مگذر ، از ريشه شطط به معناى جور و ستم در قضاوت و تجاوز از حدّ است .
4 - اكفلنيها : مرا سرپرست او قرار ده ، نگهداريش را به من بسپار .
5 - عزّنى فى الخطاب : در سخن بر من درشتى كرده است .
6 - الخلطاء : دوستان و همسايگان و انبازان .
7 - ظنّ : ظنّ آن چيزى است كه از شواهد و نشانهها به دست آيد ، گاهى به درجه يقين مىرسد ، مانند :
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ
داود يقين كرد كه او را امتحان كرديم . و گاهى خيلى كمرنگ و از يقين به دور و در حد حدس و وهم است ، مانند :
وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
آنان به آنچه مىگويند علمى ندارند ، بلكه تنها حدس مىزنند .
8 - فتنّاه : فتنهاش زديم ، امتحانش كرديم .
9 - خرّ : از بلندى سقوط كرد ، خرّ راكعا ، يعنى به ركوع رفت .
10 - اناب : بازگشت و توبه نمود ، و به خدا پناه برد ، ابراهيم عليه السّلام از آن رو منيب خوانده شده كه در همه كارهاى خود به خدا تكيه داشت و به سوى او بازمىگشت .
11 - فغفرنا له : بر او پوشانديم ، غافر و غفور به معناى پوشاننده ، و غفّار براى مبالغه است . بخشى از زره را كه در زير كلاهخود بر سر مىكشند مغفر گويند ، زيرا سر و گردن را مىپوشاند ، غفر اللّه ذنوبه ، يعنى : خداوند گناهش را پوشانيد ، اين پوشاندن با محو آثار گناهان در دنيا و آخرت مىباشد .
12 - زلفى : قرب و منزلت