است ، و مسلمان آن زمان كسى بوده كه تسليم خدا و شريعت نازل بر آدم عليه السّلام بوده است .
اين تسليم بودن ، متضمن تسليم شدن در برابر آدم عليه السّلام ، كه برگزيده خدا و حامل شريعت عصر خود بوده ، نيز ، مىباشد .
اسلام در زمان نوح عليه السّلام نيز ، تسليم خدا بودن ، و سر به فرمان شريعت او داشتن ، و پيروى از نوح به عنوان پيامبر مرسل خدا ، و ايمان به شريعت پيشين آدم عليه السّلام بوده است . و مسلمان كسى بوده كه به همه آنچه گفته شد ايمان داشته است .
اسلام در زمان ابراهيم عليه السّلام نيز : تسليم خدا بودن ، و سر به فرمان شريعت نوح داشتن ، و پيروى از ابراهيم عليه السّلام به عنوان پيامبر مرسل خدا ، و ايمان به انبيا و رسولان پيشين تا آدم عليه السّلام بوده است .
در عصر موسى عليه السّلام و عيسى عليه السّلام نيز ، اين چنين بوده است .
و نيز ، در زمان خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، اسلام همان است كه در گذشته بوده ، و حدّ آن اقرار به زبان ، يعنى گفتن شهادتين : اشهد ان لا إله الا اللّه ، و اشهد انّ محمدا رسول اللّه مىباشد .
چنين اقرار زبانى ، لازمهاش آن است كه : هيچ يك از ضروريات دين از عقايد و احكام ، و نبوت انبياى پيشين كه در قرآن كريم آمده ، انكار نگردد ، يعنى : آنچه كه مورد اتفاق همه مسلمانان است و آن را از اسلام مىدانند ، نبايد انكار شود ، مانند : وجوب نماز و روزه و حج ، و حرمت شرابخوارى و گرفتن ربا و ازدواج با كسانى كه ازدواج با آنان حرام است ، و امثال آن از چيزهائى كه همه مسلمانان حكم آن را مىدانند ، نبايد مورد انكار قرار گيرد .
ج - مؤمن و منافق
نخست - مؤمن
مؤمن كسى است كه شهادتين را بر زبان آورد ، به عقايد اسلام ايمان قلبى داشته باشد ، و به احكام آن عمل نمايد ، و اگر كارى بر خلاف احكام اسلام از او سر زد آن را گناه دانسته و