ب - خلافة : جانشينى از غير به خاطر غيبت ، مرگ ، ناتوانى ، و يا براى بالا بردن مقام جانشين .
ج - خلفية : كسى كه به خاطر مرگ و ناتوانى و غيبت ، يا رفعت مقام ، جانشين ديگرى مىشود . معناى اول مانند :
وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ
به ياد آريد هنگامى را كه خداوند شما را جانشينان قوم نوح قرار دارد . « 1 »
و معناى دوم مانند :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
اى داود ما تو را در زمين خليفه قرار داديم . « 2 » و مانند سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم :
اللهم ارحم خلفائى ! اللهم ارحم خلفائى ! اللهم ارحم خلفائى ! قيل له : يا رسول اللّه من خلفاؤك ؟ قال : الذين يأتون من بعدى يروون حديثى و سنتى .
خدايا جانشينان مرا ببخشاى ! خدايا جانشينان مرا ببخشاى !
خدايا جانشينان مرا ببخشاى ! گفته شد : اى رسول خدا جانشينان شما كيانند ؟
فرمود : كسانى كه بعد از من مىآيند و حديث و سنت مرا روايت مىكنند . « 3 »
با مراجعه به روايات دانسته مىشود كه خليفه خدا ، يا پيامبر است و يا وصى پيامبر كه خداوند او را براى هدايت مردمان به شرايع آسمانى ، تعيين فرموده است . شرح آن ، به يارى خدا ، در مبحث " رسولان الهى " مىآيد .
2 - سجد : خضوع كرد ، سجده يعنى خضوع و فروتنى ، و درباره انسان ، پيشانى را بر زمين نهادن بر آن افزوده شده است . معناى اول ، خضوع و فروتنى ، مانند :
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
يعنى : تمامى كسانى كه در آسمانها و زمين هستند ، و سايههاشان - از روى اطاعت يا اكراه - هر صبح و عصر ، براى خدا سجده
هامش
( 1 ) - اعراف / 169 و نيز ماده : خلف از مفردات راغب .
( 2 ) - ص / 26 .
( 3 ) - معانى الأخبار صدوق ، ص / 375 - 374 .