1 -
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا .
[ زكريا ] از محراب عبادت به سوى قومش بيرون آمد ؛ و به آنان " اشاره " كرد : صبح و شام خدا را تسبيح گوييد ! « 1 »
2 -
إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ .
شياطين به دوستان خود مطالبى را « القا » مىكنند . يعنى در دل آنان خيالات بد و زشت مىاندازند . « 2 »
3 -
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ . . .
ما به مادر موسى « الهام » كرديم كه : او را شير بده و . . . « 3 »
4 -
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ
پروردگار تو به زنبور عسل « الهام » كرد . « 4 » يعنى زنبور عسل را با الهام غريزى بر اين گونه زيستن هدايت فرموده ، زيرا خداوند به مقتضاى ربوبيتش در هر صنفى از اصناف حيوانات ، غريزهاى نهاده كه او را متناسب با سرشت و فطرتش راه مىبرد .
12 - استوى : چيره گشت ، كلمهء استوى هرگاه با « على » متعدى شود به معناى استيلا و چيرگى است . چنان كه در بحث صفات ربّ مىآيد .
13 - عرش : عرش در لغت جاى بلند سر پوشيده است ، تخت پادشاه را نيز به اعتبار بلنديش عرش گويند ، و آن را كنايه از قدرت و سلطه و حكومت مىدانند . در لسان العرب آمده : ثلّ عرشهم ، يعنى : خداوند سلطنت آنان را نابود كرد . « 5 »
14 - ضياء : آنچه از اجسام نورانى پخش مىگردد ، از نور قويتر و فراگيرتر است ، ضوء ، روشنىبخش است ، مانند : نور خورشيد و آتش ، و نور ، روشنى را از غير خود
هامش
( 1 ) - مريم / 11 .
( 2 ) - انعام / 121 .
( 3 ) - قصص / 7 .
( 4 ) - نحل / 68 .
( 5 ) - به مادّه « عرش » مفردات راغب ، معجم الوسيط و قاموس قرآن مراجعه شود .