همخوانى داشته باشد ، چنان كه فرموده :
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً
همه چيز را آفريد و بسيار دقيق اندازه كرد : « 1 »
8 - هدى : هدايت كرد ، هدايت كردن آفريدگان از سوى خداوند چهار گونه است :
الف - آموزش دادن .
ب - الهام غريزى .
ج - مسخّر كردن .
د - تبليغ وحى به وسيله پيامبران .
تفسير كامل دو كلمه :
قَدَّرَ فَهَدى
در بخش تفسير آيات خواهد آمد .
9 - غثاء : گياه خشكى كه از هم جدا گردد .
10 - احوى : گياهى كه از شدّت سبزى به سياهى مىزند .
11 - وحى :
الف - وحى در لغت : وحى در لغت به معناى : اشاره ، ايماء ، سخن گفتن آهسته و در گوشى ، الهام ، فرمان دادن و القاى سخن مىباشد .
ب - وحى در اصطلاح اسلامى : وحى در اصطلاح اسلامى كلام الهى است كه آن را بر پيامبران خود القا مىكند ، چه پيامبر فرشتهء وحى را ببيند و سخنش را بشنود ، مانند پيام رساندن جبرئيل به خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و آله و سلم يا فقط سخن خدا را بشنود و چيزى را نبيند ، بگونهاى كه موسى عليه السّلام سخن خدا را مىشنيد ، يا آنكه به وسيله رؤيا در خواب باشد ، چنان كه خداوند از قول ابراهيم عليه السّلام به فرزندش اسماعيل اين گونه خبر داد :
إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ
" من در خواب مىبينم كه تو را ذبح مىكنم . " « 2 » و يا گونههاى ديگرى از وحى كه تنها خدا مىداند و پيامبرانش صلوات اللّه عليهم آن را درك مىكنند .
برخى از موارد استعمال " وحى در اصطلاح اسلامى " را كه در قرآن كريم آمده ، قريبا در بخش " وحى خداوند به پيامبران " ، آورديم ، اما استعمال وحى در معانى لغوى كه در قرآن آمده چنين است :
هامش
( 1 ) - فرقان / 2 .
( 2 ) - صافات / 102 .