را ، و مقترف ، يعنى : كسبكننده و عملكننده .
25 - مبذّرين : ضايع كنندگان ، يعنى كسانى كه اموال را از راه اسراف حيف و ميل مىكنند ، و آن را در غير مورد مصرف به كار مىبرند اينها مبذّرند .
26 - خطوات الشيطان : گامهاى شيطان ، خطوه يعنى يك گام ،
وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ
، يعنى : دنبالهرو آثار شيطان نباشيد . به وسوسههاى او توجه نكنيد .
27 - فحشاء : گفتار و كردار زشت و قبيح ، و در اصطلاح اسلامى گاهى به معناى گناهان زشت به كار برده مىشود .
28 - ميسر : قمار ، قمار عرب در جاهليت به وسيله ازلام و قداح بوده است .
ازلام : جمع زلم : قطعه چوبى تير مانند كه بر يكى از آنها مىنوشتند : پروردگارم مرا امر كرده ، و بر ديگرى : پروردگارم مرا نهى كرده ، و سومى را بدون نوشته در ظرفى مىنهادند ، و هر يك از امر و نهى كه بيرون مىآمد به همان عمل مىكردند ، و اگر نانوشته بيرون مىآمد دوباره تيرها را در ظرف نهاده و تكرار مىكردند .
ازلام قريش را در جاهليت در كعبه مىگذاشتند تا خادمان و كليد داران خانه به كار قرعهكشى بپردازند .
قداح : جمع قدح : قطعه چوبى به طول ده تا پانزده سانتيمتر ، با عرض كم و صاف كه روى يكى ، « آرى » و روى ديگرى « نه » و سومى بدون نوشته بوده و به وسيله آنها قمار و قرعه انجام مىگرفت .
29 - سوآتهما : عوراتهما ، يعنى : شرمگاههاى آن دو .
30 - قبيل : صنف و گروه همانند ، جماعت ، پيروان ، كه در آيه :
إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ
مقصود همانندان و پيروان شيطان است .
31 - فسق : فسق در لغت به معناى بيرون شدن و از حد گذشتن است . و در اصطلاح اسلامى به معناى دورى فاحش از طاعت خدا و حدود شرع است ، يعنى : فرو رفتن در منجلاب گفتار و كردار زشت و قبيح ، فسق اعم از كفر و نفاق و گمراهى است ، چنان كه خداى سبحان فرموده :