( راضية ) اما در دنيا چون نفس مطمئنه ميداند كه تمام افعال الهى موافق حكمت و عين صلاح است در تمام حالات خشنود و خرسند است فقر باشد يا غنى صحت باشد يا مرض نعمت باشد يا بلا .
در بلا خوش ميكشم لذات او * مات اويم مات اويم مات او
آنچه آن خسرو كند شيرين بود . اما در آخرت مورد تفضلات و عنايات الهى از حين موت بشارتهاى ملائكه و راحتى قبض روح و استقبال ملائكه و زيارت انوار مقدسه محمد و آل ( ص ) و ادامه تا صحراى محشر اصحاب يمين پاى منبر وسيله زير لواى حمد با صورت نورانى كنار حوض كوثر حساب يسير نامه بدست راست و غير اينها كمال رضايت و خشنودى را دارد .
( مرضية ) خداوند هم از اين بنده راضى است كه فوق جميع درجات بهشت و نعم آن رضاى الهى است چنانچه ميفرمايد :
وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
توبه آيه 72 ، حتى دارد در بهشت پس از تمام نعم الهى خطاب ميرسد : آيا توقع ديگرى داريد ؟ - عرض ميكنند : ربنا رضاك
[ سوره الفجر ( 89 ) : آيه 29 ]
فَادْخُلِي فِي عِبادِي ( 29 )
عبد مطلق كه از تحت عبوديت حق بيرون نرفته طرفة العينى كه حتى ترك اولى هم از او صادر نشده خاص محمد و آل او است كه خداوند آنها را بعبوديت پذيرفته كه حتى بر مقام رسالت مقدم داشته كه مىگويى : اشهد أن محمدا عبده و رسوله . دخول در عباد حشر با اين خاندان است چنانچه اخبار بر اين معنى ناطق است از كلينى مسندا از حضرت صادق ( ع ) حديث مفصل است در ذيل آن ميفرمايد :
( فادخلى فى عبادى يعنى محمدا و اهل بيته )
و قريب همان مفاد از ابن بابويه كه در ذيل آن ميفرمايد :
( فى عبادى يعنى محمدا و اهل بيته ) .
[ سوره الفجر ( 89 ) : آيه 30 ]
وَ ادْخُلِي جَنَّتِي ( 30 )
اوصاف بهشت از حور و قصور و انهار و زرابى و فواكه و مأكولات و غير اينها در