ميآمرزد گناهان گذشتهء شما را و طول عمر بشما عنايت ميفرمايد كه اجل نيايد زيرا اگر اجل آمد ديگر برگشتن ندارد اگر بودند ميدانستند .
يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ
چون زمانى كه نوح مبعوث شد سر تا سر دنيا را شرك گرفته بود و در اثر آن هر گونه فسق و فجور رواج داشت و ايمان كليهء آنها را از بين ميبرد چنانچه حضرت رسالت فرمود :
( الاسلام يجبّ ما قبله )
فقط اگر حقوق الناس بر گردن آنها باشد بايد رد كنند تا ترضيهء ذوى الحقوق را دست آورند اگر ممكن نيست بدستور دين از جانب صاحبانش رد مظالم كنند كه در فقه متعرض هستند كه چهار قسم است اگر مقدار و صاحبش معلوم است و لو بعلم اجمالى رد كنند يا تحصيل رضاى آنها را كنند ، و اگر مقدار معلوم و صاحبش مجهول باشد رد مظالم ، و اگر مقدار مجهول و صاحبش معلوم باشد مصالحه كنند ، و اگر هر دو مجهولند خمس دهند كه يكى از چيزهايى كه به او خمس تعلق ميگيرد مال مجهول المالك است .
وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
كه مكرر گفتهايم كه دو لوح داريم محفوظ كه قابل تغيير نيست و محو و اثبات كه بواسطهء ايمان و اخلاق فاضله و اعمال صالحه تغيير مىكند بلاها را دفع مىكند و نعم الهى را ميآورد و بالعكس بسبب كفر و صفات خبيثه و اعمال سيئه نعم الهى را سلب مىكند و بلاها متوجه مىشود .
إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ
تقدير الهى قابل تغيير نيست تا تقدير نشده اگر بتوانيد كارى بكنيد .
لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
لكن هيهات كه اينها به خود بيايند لذا بكلمهء لو كه امتناعيه است تعبير فرمود هرگز از جهالت بيرون نميآئيد .
[ سوره نوح ( 71 ) : آيات 5 تا 6 ]
قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلاً وَ نَهاراً ( 5 ) فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلاَّ فِراراً ( 6 )
حضرت نوح عرض كرد : پروردگار من محققا من دعوت كردم قوم خود را شب و روز پس زياد نكرد آنها را مگر فرار را . حضرت نوح چنانچه گذشت كه نهصد و پنجاه سال على الدوام دعوت ميكرد قوم خود را شب و روز كه ميفرمايد :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً
عنكبوت آيهء 13 . حتى دارد كه