را موعظه و پند دهند و اقامهء حجّت و دليل و معجزه بر آنها نمايند به آنها اثر نميكند ( بر سيه دل چه سود خواندن وعظ نرود ميخ آهنين بر سنگ ) بر همان كفر و شرك خود مستقر هستند ( بگذار تا بميرد در عين خودپرستى ) .
[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 4 ]
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ ( 4 )
و هر آينه آمد آنها را محققا از خبرها آنچه كه در او انزجار باشد .
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ
از قضاياى امم سابقه قوم نوح و عاد و ثمود و قوم لوط و قوم شعيب و فرعونيان كه خداوند مؤمنين آنها را نجات داد و كفار و مشركين آنها را هلاك فرمود .
ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ
مزتجر بوده تا قلب بدال شده از مادّه زجر است بمعنى جلوگيرى و انزجار كه متنبّه شوند كه آثار كفر و شرك و تكذيب انبياء و متابعت هواهاى نفسانى اين است كه بانحاء عذابها هلاك مىشوند پرهيز كنند و دورى بجويند و دست بردارند و بشرف ايمان و اسلام مشرّف شوند .
[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 5 ]
حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ ( 5 )
حكمت بالغه است پس بىنياز نمىكند هر چه انذار شوند .
حِكْمَةٌ بالِغَةٌ
اين قضاياى امم سابقه كه در بسيارى از سور قرآنى تذكّر داده غرض بيان قصّه و حكايت و سرگرمى نيست ، مثل قصّهء رستم و افراسياب و حسين كرد و داستانهاى الف ليلة و ليلة و بعض مجلّات و كتب بعض شعراء نيست بلكه غرض پند و اندرز و تنبّه و اينكه از خواب غفلت بيدار شوند و متذكّر شوند و به خود بيايند و هدايت شوند ، لكن بقلب كى اثر كند كه فرمودند :
( الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا )
كه ديگر فايده ندارد .
فَما تُغْنِ النُّذُرُ
چه نتيجه بردند جز اينكه تمام اينها را حمل بر كذب و افترى كردند و پيغمبر خدا را كذّاب و مفترى دانستند و قرآن را بافتههاى ديگران شمردند .
[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 6 ]
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى شَيْءٍ نُكُرٍ ( 6 )