بجاى چيز ديگر چنين نبوده آنچه حق و حقيقت بوده .
وَ ما طَغى
طغيان تجاوز از حدّ است چنانچه مىفرمايد :
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
طه آيهء 25 و طغيان چشم اين است كه چيز كوچكى به نظر بزرگ بيايد چنين نبوده ، بلكه .
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
من تبعيضيّه است يعنى بعض آيات كبراى الهى را مشاهده كرد آنچه در خور امكان بود و ممكن بود مشاهدهء آن رؤيت نمود و آنچه از حدّ امكان خارج است علم به آن مختص بذات واجب الوجود است
[ سوره النجم ( 53 ) : آيات 19 تا 20 ]
أَ فَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى ( 19 ) وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى ( 20 )
آيا پس مشاهده و رؤيت مىكند لات و عزى و مناة سومى ديگرى را اينها اسامى بتها مشركين است خداوند مىفرمايد : چه آثارى از اينها ديدهايد كه آنها را مىپرستيد آيا نفعى از آنها بشما رسيده يا ضررى از شما دفع كردهاند يا چيزى خلق كردند يك جمادى بيش نيستند كه شما بدست خود تراشيدهايد آنها مصنوع شما هستند نه صانع شما ، چنانچه حضرت ابراهيم بعبده اصنام فرمود :
قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ
الصافات آيهء 93 .
أَ فَرَأَيْتُمُ
رأى در اينجا بمعنى عقيده است يعنى درك مىكند و به نظر ميآورد .
اللَّاتَ وَ الْعُزَّى
دو خداى بزرگ مشركين كه تمام قبائل اين دو را مىپرسيدند على اختلاف بعضى لات را و بعضى عزّى را .
وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
و مناة كه ثالثهء آنها بود و خداى ديگرى بود براى مشركين ، اين ظاهر آيهء شريفه و ميتوان منطبق كرد بر اولى و دومى كه اصل اين دو بودند و سومى كه ثالث آنها بود و پرستيدند آنها را و شاهد بر اين مطلب اينكه بتهاى مشركين بسيار بودند هر قبيله يك بت مخصوص داشتند ، بلكه هر فردى يك بت كوچك بر خود داشت و خداوند اقتصار فرمود به اين سه براى همين تطبيق و اللَّه العالم .
[ سوره النجم ( 53 ) : آيات 21 تا 22 ]
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى ( 21 ) تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى ( 22 )
آيا براى شما فرزند ذكور باشد و براى خدا فرزند اناث اين قسمت بر خلاف