بايد آنها را رها كرد كه مستحق عذاب الهى شدند .
حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ
گفتند :
مراد از صاعقه آن نفخهء اولى است بدليل قوله تعالى :
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ
زمر آيهء 68 ، اقول : اين امهال تا ماداميست كه وجود آنها بر مؤمنين ضرر نداشته باشد و الا بعذابهاى دنيوى هلاك مىشوند بعلاوه اين كفار و مشركين كه تا آخر دنيا باقى نيستند كه نفخهء اولى باشد فقط كسانى كه در آن روز زنده هستند بنفخه هلاك مىشوند و معناى صعق من فى السموات و الارض موت است كه غالبها را خالى مىكنند بناء على هذا معنى اين مىشود كه آنها را واگذار تا مرگ دامن آنها را بگيرد و به عذاب الهى گرفتار شوند كه همان اول مرگ است ، چنانچه در حديث است
( اذا مات ابن آدم قامت قيامته )
اگر مؤمن است در نعم الهى متنعّم و اگر غير مؤمن است بعذابهاى الهى معذب است .
[ سوره الطور ( 52 ) : آيه 46 ]
يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ( 46 )
روزى كه بىنياز نمىكند از آنها كيد آنها هيچ گونهاى و نيستند آنها كه يارى كرده شوند همان موقع كه اجل رسيد كه ميفرمايد :
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
اعراف آيهء 32 .
يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ
موقعى كه اجل رسيد آنچه داشتند از آنها گرفته مىشود كيدها و مكرها و حيلها و تزويرها و نقشها و سياستها و پلتيكها و تقلبها و اموالها و رياستها و جاه و جلال تمام از بين مىرود و خردلى آنها را از عذاب الهى بىنياز نمىكند .
وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
نه پدر و مادر و نه اولاد و عشيره و لشكر و عسكر و دوست و آشنا و بيگانه نمىتوانند آنها را يارى كنند ، فقط اگر عمل صالحى داشته باشد بنفع او تمام مىشود كه دارد در حديث انسان در موقع احتضار سه چيز در نظر او مىآيد باموالش مىگويد : شما چه مىكنيد مىگويند : تا كنون اختيار ما بدست تو بود ديگر منتقل بوارث شد به اولاد و عشيره و اصحابش مىگويد : شما چه